ستاره بهداشت
0

روایت مهر از صد شب ایستادگی در رشت؛ مردمی که خستگی نمی شناسند

روایت مهر از صد شب ایستادگی در رشت؛ مردمی که خستگی نمی شناسند
بازدید 4

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- کوثر اشرافی: از نیمه خرداد گذشتیم، از آخرین روزهای زمستان تا آخرین نفس‌های فصل بهار. حالا صد شب است که مردم این شهر، طبق قرار همیشگی، در میدان شهدای ذهاب پرچم به دست در گوشه و کنار خیابان ایستاده‌اند. ایستادنی که دنیا را مبهوت ملت جمهوری اسلامی ایران کرده است.

برای این مردم، خستگی معنا ندارد. آنها ثابت کردند که هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند این روزها و شب‌ها را، این ایستادن‌ها و الله‌اکبر گفتن‌ها را توصیف کند. امروز به رسم ادای دِین در مدح ملت پای کار می‌خوانند؛ مردم خداقوت، ایران خداقوت و نقطه سر خط؛ گیلان خداقوت.

زنان و مردان، دختران و پسران رشتی، هر کدام بعد از گذشت سه ماه و اندی، حرف‌هایی برای گفتن دارند؛ حرف‌هایی از جنس عشق، وطن، خاک، سرزمین. هر آنچه که پای دل و پای جسمشان را به کف خیابان‌ها کشانده است. حالا می‌خواهند صد کلمه‌ای از صد شبی که بر آنان گذشت بگویند.

این حرف‌ها از همان لحظه، درست لحظه شنیدن خبر شهادت، در دلشان جا مانده است و منتظر تلنگر و اشاره‌ای هستند تا این اشک‌های روان جاری شود و تمام بغض‌ها را با تک تک کلماتی که بر زبان می‌آورند رها کنند. شاید مرهمی بر این غم بزرگ باشد.

خبرنگار مهر در صدمین شب، در میدان شهدای ذهاب در بین این مردم صبور حاضر شد تا پای حرف‌های دلشان بنشیند و بنشاند.

«این پرچم کفن ماست»؛ پیرمردی که از جان مایه می‌گذارد

بین مردم قدم‌ زنان بودم که پرچمی در دست پیرمردی توجه‌ام را جلب کرد. نزدیک‌ تر شدم تا برای دقیقه‌ای با او صحبت کنم.

روایت مهر از صد شب ایستادگی در رشت؛ مردمی که خستگی نمی شناسند

اکبر آقا پرچمش را نشانم می‌دهد و با زبان شیرین گیلکی می‌گوید: این پرچم کفن ماست، عشق ماست. پای این پرچم جان می‌دهیم. صحبتش را ادامه می‌دهد: اگر رهبرم دستور بدهد، هزار شب دیگر هم به خیابان می‌آییم و خسته نمی‌شویم. امن ایسه‌ایم (ایستاده‌ایم). به خدا اگر صد سال هم به پای کار باشیم، یا شهید می‌شویم یا پیروز. اَمَن دشمنان زیادی داریم و تنها راه غلبه، حرف زور است وگرنه نابودمان خواهند کرد.

«مشت محکمی بر دهان دشمن»؛ روایت یک زن از صد شب بی‌خوابی

طیبه خانم چند لحظه‌ای با ما هم‌صحبت می‌شود. صدایش آرام اما قاطع است: اگر صد شب در میدان هستیم برای این است که مشت محکمی بر دهان دشمن باشیم تا خیال حمله به کشورمان به سرش نزند. امشب مثل صد شب گذشته با عشق به رهبرمان به خیابان آمدیم.

روایت مهر از صد شب ایستادگی در رشت؛ مردمی که خستگی نمی شناسند

وی ادامه می دهد: نمی‌دانیم چند شب دیگر ادامه خواهد شد اما خسته نیستیم و خسته نمی‌شویم. چون کشورم را دوست دارم، وطنم را دوست دارم.

«وعده رهبر شهیدمان»؛ همراه با عکس رهبر در میان جمعیت

در میان جمعیت، خانمی عکس رهبر را در دست گرفته بود. از آمدنش به خیابان می‌گوید: این ایستادن و این حضور، در واقع جواب دندان‌شکن به دشمنانی است که جز تهدید حرفی برای گفتن ندارند. ما تا آخر ایستاده‌ایم. همان‌طور که حاج قاسم وعده نابودی داعش را داد و به قولش وفا کرد، طبق وعده رهبر شهیدمان، تا ۲۵ سال دیگر اثری از این دشمنان نخواهد بود.

«نابودی‌تان نزدیک و حتمی است»؛ هشدار یک شهروند به دشمنان

بتول پیشداد با دشمنش چند کلامی صحبت دارد: نابودی‌تان نزدیک و حتمی است. به هیچ بهانه‌ای در داخل و خارج دلخوش نباشید که چند روزی این نابودی را عقب بیندازید. نمی‌توانید جلوی نابودی و مرگتان را بگیرید. با خفت و ذلت از منطقه اخراج خواهید شد.

روایت مهر از صد شب ایستادگی در رشت؛ مردمی که خستگی نمی شناسند

رشته کلامش را می‌گیرد و محکم می‌گوید: تا آخر ایستاده‌ایم. برای شهادت آماده‌ایم. پای انقلاب، پای وطن و پای رهبرمان تا آخرین لحظه هستیم. از هیچ چیز نمی‌ترسیم به جز زندگی با ذلت.

«تا آخرین قطره خون»؛ دانشجویی که دو پرچم بر دوش دارد

گوشه‌ای از خیابان، پسر جوانی ایستاده که نامش حسین است و دانشجو. دو پرچم بر دوش دارد و از شب‌هایی حرف می‌زند که با عشق به رهبرش به میدان آمده: آمدنمان به خیابان تنها یک دلیل دارد؛ عشق به وطن و رهبرمان. خسته نیستیم و تا آخر و تا نابودی کامل دشمن پای کشورمان می‌مانیم. احدی نمی‌تواند ما را از این راه برگرداند. تا آخرین قطره خونی که در رگ‌هایمان داریم.

روایت مهر از صد شب ایستادگی در رشت؛ مردمی که خستگی نمی شناسند

وقتی «ایران» یک کلمه نیست، یک طومار است

روزی که حاج قاسم گفت «جمهوری اسلامی ایران حرم است و باید برای حفظ آن با تمام وجود بایستیم»، شاید باور نمی‌کردیم روزی بیاید که در گوشه‌ای از روایت‌هایمان بنویسیم: صد شب از دفاع مردمی می‌گذرد که با تمام وجود برای وطن، برای خاک، برای کشورشان ایستادند.

امروز زن، مرد، پیر و جوان تنها یک کلمه بر زبان دارند؛ «ایران» . همین یک کلمه خودش یک طوماری به بلندای سرزمینی با قدمت و اصالت است. بعد از گذشت پنج دهه از عمر انقلاب، امروز بیرقی به وسعت یک جهان و نامی به عظمت یک تاریخ دارد. همان کشوری که نامش ایران است و ارتشی نود میلیونی دارد.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 − 3 =

مطالعه بیشتر