به گزارش خبرنگار مهر، میلاد گودرزیعصر پنجشنبه در نشست جایگاه مردم در حکمرانی پساجنگ با اشاره به حساسیت مقطع کنونی، پرسش اصلی جامعه را نحوه پایانبندی جنگ دانست و تأکید کرد که میزان واقعی بودن مشارکت مردم در این مرحله، بهمثابه یک نسخه آزمایشی برای دهههای آینده حکمرانی کشور عمل خواهد کرد.
وی با اشاره به نقش مؤثر مردم در ۴۰ روز نخست جنگ، تصریح کرد: همانطور که مردم در دل جنگ نقشآفرین بودند، اکنون نیز باید در پایانبندی آن مشارکت داده شوند. اینکه صرفاً نیمهشب با یک توییت از مذاکرات باخبر شویم به معنای نادیده گرفتن جایگاه مردم است.
گودرزی در ادامه به صورتبندی سه الگوی اصلی در تاریخ اداره امور عمومی پرداخت و الگوی نخست را حکومتهای پادشاهی و سلطانمحور خواند که در آن مردم هیچ نقشی در تصمیمگیری ندارند.
وی الگوی دوم را دموکراسی نمایندگیمحور توصیف کرد و بحران اصلی این الگو را احساس عدم نمایندگی مردم از سوی منتخبان دانست و افزود: مشارکتهای انتخاباتی وقتی پایین میآید که مردم احساس نمیکنند آن کاندیدا یا حزب، واقعاً نماینده دغدغهها و منافع آنهاست. گاهی یک نماینده رای من را گرفته اما عملاً منافع یک کارتل اقتصادی یا پیمانکار خاص را پیگیری میکند.
این فعال سیاسی، الگوی سوم را حکمرانی مشارکتی معرفی کرد و آن را راهکاری برای جبران نقص دموکراسی نمایندگی دانست: در حکمرانی مشارکتی، مردم مستقیماً در تصمیمگیریها دخالت میکنند؛ از رفراندومهای موضوعی و پتیشنهای الزامآور قانونی گرفته تا مشارکت مستقیم کارگران در اداره بنگاههای اقتصادی.
وی با ذکر نمونههایی از آلمان و فنلاند تصریح کرد: در برخی کشورها، اگر ۵۰ هزار نفر یک مطالبه را امضا کنند، مجلس مکلف است آن را در دستور کار قرار دهد و این نمادین نیست بلکه قانون است.
عبور موقت از بحران نمایندگی در دل جنگ
گودرزی با بیان اینکه ما اکنون در پله میانی ایستادهایم؛ از پادشاهی دوران پهلوی عبور کردهایم اما هنوز به حکمرانی مشارکتی نرسیدهایم، جنگ اخیر را نقطهای ویژه در حل موقت بحران نمایندگی دانست و گفت: در ایام جنگ، مردم با نیروهای مسلح، با هوافضا، با سید مجید موسوی احساس نمایندگی کردند. «بزن که خوب میزنی» فقط یک شعار نبود، یعنی من اگر پشت آن لانچر بودم همین کار را میکردم. این همان احساس نمایندگی بود که در سیاست داخلی از آن بیبهره بودیم.
وی افزود: ما خودمان به کف خیابان آمدیم و بخشی از جنگ را مدیریت کردیم. بحران نمایندگی نه با رای دادن به دیگران، که با مشارکت مستقیم حل شد و این یعنی انگار یک پله بالا رفتهایم.
این فعال سیاسی با هشدار نسبت به رویکرد سیاهی لشکر پنداشتن مردم در فرایند پایانبندی جنگ، شفافیت را نخستین سطح مشارکت دانست و تأکید کرد: وقتی شروط مذاکراتی ما مدام در حال تغییر است و ورژنهای مختلفی از آن رد و بدل میشود، چرا نباید این بندها برای مردم شفاف شود؟ دشمن که خودش از این شروط باخبر است، چرا مردم خودمان نباید بدانند؟
گودرزی تصریح کرد که نگرانی اصلی او خیانت مسئولان نیست، بلکه محترم شمردن حق مردم در دانستن و مشارکت است: تاکنون محکم ایستادهاند و این خوب است اما باید بیایند در میادین، با مردم حرف بزنند، جلسات پرسش و پاسخ برگزار کنند، نظرسنجی رسمی و علمی کنند. همین الان نظرسنجیهای غیررسمی نشان میدهد بین ۶۲ تا ۶۸ درصد مردم خواستار شروط حداکثری مانند تثبیت کنترل تنگه هرمز، دریافت غرامت و لغو کامل تحریمها هستند.
ایدههای مشارکتی فراتر از خیابان
وی در بخش دیگری از سخنان خود به ارائه ایدههایی برای مشارکت عملی مردم در پایانبندی جنگ و دوران پساجنگ پرداخت و پیشنهاد کرد: میتوان کمپینهای جمعسپاری مالی برگزار کرد؛ نه از جنس صدقه، که مردم سهامدار بازسازی صنایع آسیبدیده شوند. همین الان چند ده میلیارد دلار نقدینگی در دست مردم است. اگر همان کسی که در کمپین «جان فدا» شرکت کرده، احساس کند میتواند در بازسازی یک کارخانه فولاد سهیم شود، این کار را خواهد کرد.
گودرزی همچنین قانوننویسی مشارکتی را نمونه دیگری از دخیل کردن مردم دانست و گفت: قانون مربوط به تنگه هرمز میتواند با نظر کارشناسان و مردم تدوین شود. یک پشتوانه چند ده میلیونی پشت آن قرار گیرد تا نمایندگان مجلس نتوانند به راحتی از تصویب آن شانه خالی کنند.
تداوم میدان در حکمرانی پساجنگ
وی در جمعبندی سخنان خود، با اشاره به اینکه ما در ۸۰ شب، تنها در تهران بیش از ۵۰۰۰ تجمع برگزار کردیم، بر ضرورت تداوم این روحیه در حکمرانی پس از جنگ تأکید کرد: ادامه میدان یعنی همین که مردم در اداره شهر، در مدیریت شهری، در اقتصاد و سیاست مشارکت مستقیم داشته باشند. ما بهازای «بزن که خوب میزنی» را باید در سیاست داخلی پیدا کنیم؛ کسی که با استکبار داخلی شوخی ندارد، همانطور که نیروهای مسلح ما با استکبار خارجی شوخی ندارند.
گودرزی در پایان خاطرنشان کرد: حکمرانی مشارکتی نباید محدود به پرچم چرخاندن در خیابان بماند. این میتواند جاری شود در بودجهبندی محلهها، در تصمیمگیریهای شهری، در تعیین حداقل حقوق کارگران. ما این ظرفیت را در دل جنگ نشان دادهایم، حالا باید آن را برای اداره کشور نهادینه کنیم.
نظرات کاربران