ستاره بهداشت
0

نقش روانشناسان و مشاوران در تقویت تاب آوری ملی و سلامت اجتماعی

نقش روانشناسان و مشاوران در تقویت تاب آوری ملی و سلامت اجتماعی
بازدید 3
نقش روانشناسان و مشاوران در تقویت تاب آوری ملی و سلامت اجتماعی
به گزارش میگنا روانشناسان و مشاوران در شکل‌گیری و تقویت تاب‌آوری ملی جایگاهی بسیار مهم دارند، زیرا تاب‌آوری ملی مفهومی فراتر از مقاومت لحظه‌ای در برابر بحران است و به توان یک جامعه برای حفظ انسجام، بازسازی روانی، تداوم کارکردهای اساسی و بازیابی امید در شرایط دشوار مربوط می‌شود. هنگامی که یک کشور با جنگ، تحریم، فقر، بحران‌های زیست‌محیطی، بیماری‌های فراگیر، مهاجرت گسترده، تنش‌های اجتماعی یا حوادث طبیعی روبه‌رو می‌شود، فشار این رخدادها صرفاً بر زیرساخت‌ها و اقتصاد وارد نمی‌شود، ذهن، روابط، احساس امنیت و اعتماد عمومی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در چنین وضعی، اگر جامعه از نظر روانی فرسوده شود، حتی با وجود منابع مادی فراوان نیز توان عبور موفق از بحران کاهش می‌یابد. از همین رو، روانشناسان و مشاوران در کنار دیگر متخصصان، نقش بنیادی در حفظ پایداری جامعه دارند.

تاب‌آوری ملی از سطح فردی آغاز می‌شود و سپس به خانواده، مدرسه، محیط کار، نهادهای اجتماعی و در نهایت به کل جامعه گسترش می‌یابد. روانشناس و مشاور در نخستین گام به افراد کمک می‌کنند تا درک درست‌تری از هیجان‌های خود داشته باشند و بتوانند اضطراب، اندوه، خشم، احساس درماندگی و ترس را به شیوه‌ای سالم مدیریت کنند. فردی که در برابر فشارهای شدید زندگی مهارت تنظیم هیجانی، حل مسئله، تصمیم‌گیری سنجیده و تحمل ابهام را آموخته باشد، در شرایط بحران کمتر دچار فروپاشی روانی می‌شود. این آمادگی روانی در مقیاس گسترده، جامعه‌ای می‌سازد که در مواجهه با تکانه‌های بزرگ، هراس جمعی کمتری را تجربه می‌کند و ظرفیت بیشتری برای همکاری، نظم و اقدام مؤثر دارد.

به بیان زهرا نیازاده نویسنده کتاب مسیر تاب آوری خانواده مهم‌ترین بستر انتقال احساس امنیت و امید است و روانشناسان و مشاوران در تحکیم آن نقشی برجسته دارند. بحران‌های ملی اغلب فشار زیادی بر خانواده‌ها وارد می‌کنند. بیکاری، کاهش درآمد، جابه‌جایی، سوگ، نگرانی از آینده و تعارض‌های روزمره می‌توانند روابط خانوادگی را متشنج کنند. در این میان، خدمات مشاوره خانواده و آموزش مهارت‌های ارتباطی به والدین و زوج‌ها می‌تواند از تبدیل فشار بیرونی به خشونت، بی‌اعتمادی و گسست عاطفی جلوگیری کند. خانواده‌ای که اعضای آن می‌توانند با یکدیگر گفت‌وگو کنند، اختلاف‌ها را مدیریت کنند و در روزهای سخت از هم حمایت عاطفی بگیرند، هسته‌ای نیرومند برای تاب‌آوری جامعه به شمار می‌رود. وقتی تعداد زیادی از خانواده‌ها در یک کشور از چنین توانمندی برخوردار باشند، سرمایه روانی ملی افزایش می‌یابد.

نظام آموزشی نیز میدان بسیار مهمی برای تقویت تاب‌آوری ملی است. کودکان و نوجوانان در سال‌های مدرسه، الگوهای اصلی مواجهه با استرس، ناکامی، رقابت، ترس و آینده را می‌آموزند. حضور روانشناسان و مشاوران در مدارس و دانشگاه‌ها می‌تواند نسل جدید را برای مواجهه با دنیایی پر از تغییر و بحران آماده سازد. آموزش مهارت‌های زندگی، کنترل هیجان، خودآگاهی، همدلی، مسئولیت‌پذیری، سواد رسانه‌ای و شیوه‌های حل تعارض، دانش‌آموزان را به شهروندانی تبدیل می‌کند که در بزرگسالی در برابر بحران‌ها واکنش‌های پخته‌تری دارند. همچنین مشاوران آموزشی می‌توانند از افت تحصیلی ناشی از فشارهای اجتماعی و اقتصادی جلوگیری کنند و مانع شوند که ناامیدی و بی‌افقی، انرژی روانی نسل جوان را فرسوده کند. جامعه‌ای که جوانان آن احساس معنا، توانمندی و آینده‌مندی داشته باشند، در برابر تلاطم‌ها مقاوم‌تر خواهد بود.

در سطح اجتماعی، روانشناسان و مشاوران نقش مهمی در کاهش آسیب‌های روانی جمعی دارند. هر بحران ملی، به‌ویژه اگر طولانی شود، می‌تواند به شکل‌گیری اضطراب فراگیر، بی‌اعتمادی، فرسودگی اجتماعی، احساس ناامنی و حتی پرخاشگری گسترده منجر شود. این وضعیت اگر بدون مداخله تخصصی باقی بماند، همبستگی اجتماعی را تضعیف می‌کند. روانشناسان با طراحی مداخلات جامعه‌محور، گروه‌درمانی، حمایت روانی پس از سانحه و آموزش عمومی درباره سلامت روان می‌توانند از گسترش آسیب جلوگیری کنند. حضور آنان در مراکز بحران، بیمارستان‌ها، مدارس، رسانه‌ها و سازمان‌های محلی به مردم این امکان را می‌دهد که هیجان‌های دشوار خود را بهتر بشناسند و از انباشت فشارهای روانی پیشگیری کنند. در واقع، آنان به جامعه کمک می‌کنند تا درد را انکار نکند، در آن غرق نشود و راهی برای عبور از آن بیابد.

یکی از مهم‌ترین کارکردهای روانشناسان و مشاوران در تاب‌آوری ملی، تقویت اعتماد اجتماعی است. اعتماد، ستون پنهان هر جامعه پایدار است. وقتی مردم به یکدیگر، به نهادها و به امکان بهبود شرایط اعتماد داشته باشند، همکاری جمعی آسان‌تر می‌شود. در فضای بی‌اعتمادی، شایعه، ترس، بدبینی و رفتارهای فردگرایانه رشد می‌کند و توان ملی کاهش می‌یابد. متخصصان سلامت روان می‌توانند با آموزش گفت‌وگوی سازنده، کاهش انگ نسبت به مشکلات روانی، میانجی‌گری در تعارض‌ها و ترویج فرهنگ همدلی، به بازسازی این اعتماد کمک کنند. آنان با زبان علمی و در عین حال انسانی، به مردم می‌آموزند که رنج مشترک می‌تواند زمینه‌ای برای همبستگی باشد و درک متقابل می‌تواند شکاف‌های اجتماعی را کاهش دهد.

نقش این متخصصان در مدیریت بحران‌های ناگهانی نیز بسیار حیاتی است. پس از زلزله، سیل، آتش‌سوزی‌های گسترده، حوادث صنعتی، حملات تروریستی یا همه‌گیری بیماری‌ها، مردم در معرض شوک روانی قرار می‌گیرند. در چنین لحظاتی، نیاز جامعه فقط غذا، سرپناه و خدمات درمانی نیست؛ مردم به حمایت روانی فوری نیز نیاز دارند تا بتوانند از آشفتگی اولیه عبور کنند. روانشناسان بحران با ارائه کمک‌های اولیه روانشناختی، غربالگری افراد در معرض خطر، حمایت از کودکان و سالمندان، همراهی با بازماندگان و آموزش مهارت‌های مقابله‌ای، مانع عمیق‌تر شدن زخم‌های روانی می‌شوند. اگر این مداخلات به‌موقع و سازمان‌یافته انجام شود، احتمال بروز اختلال‌های شدیدتر در ماه‌ها و سال‌های بعد کاهش می‌یابد. از این منظر، حضور فعال روانشناسان در ساختار مدیریت بحران، بخشی از امنیت ملی روانی به شمار می‌آید.

مشاوران و روانشناسان در حوزه رسانه نیز وظیفه‌ای حساس بر عهده دارند. در زمان بحران، افکار عمومی به شدت تحت تأثیر نوع اطلاع‌رسانی قرار می‌گیرد. انتشار مداوم اخبار هراس‌انگیز، تصاویر تکان‌دهنده، تحلیل‌های یأس‌آلود و روایت‌های پرتنش می‌تواند جامعه را از درون فرسوده کند. متخصصان سلامت روان می‌توانند در طراحی پیام‌های عمومی، آموزش سواد هیجانی، نحوه گفت‌وگو با کودکان درباره بحران و تنظیم مصرف رسانه‌ای نقش‌آفرینی کنند. حضور آنان در رسانه‌ها به مردم کمک می‌کند تا میان واقع‌بینی و وحشت‌زدگی مرز بگذارند. جامعه‌ای که بتواند خبرهای دشوار را دریافت کند و همزمان آرامش نسبی خود را حفظ کند، بهتر می‌تواند تصمیم بگیرد و منابع خود را برای حل مسئله بسیج کند.

تاب‌آوری ملی بدون توجه به گروه‌های آسیب‌پذیر کامل نمی‌شود و اینجاست که روانشناسان و مشاوران مسئولیتی دوچندان دارند. کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت، بیماران مزمن، زنان سرپرست خانوار، بیکاران، مهاجران، بازماندگان حوادث و افرادی که سابقه اختلال روانی دارند، در برابر بحران‌ها آسیب‌پذیرتر هستند. اگر این گروه‌ها نادیده گرفته شوند، شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر می‌شود و چرخه آسیب در نسل‌های بعد ادامه پیدا می‌کند. روانشناسان با ارزیابی نیازهای ویژه، طراحی برنامه‌های حمایتی متناسب و همکاری با نهادهای اجتماعی می‌توانند این خطر را کاهش دهند. توجه به این گروه‌ها از منظر انسانی و اجتماعی اهمیت دارد، زیرا میزان تاب‌آوری یک ملت را باید از روی وضعیت آسیب‌پذیرترین اعضای آن نیز سنجید.

در محیط‌های کاری و سازمانی نیز این متخصصان می‌توانند از فرسودگی گسترده نیروی انسانی جلوگیری کنند. کارکنان بخش درمان، آموزش، امداد، خدمات عمومی، حمل‌ونقل، امنیت و مدیریت شهری در بحران‌ها تحت فشار سنگین قرار دارند. اگر سلامت روان این گروه‌ها فراموش شود، کیفیت خدمات اساسی جامعه افت می‌کند. روانشناسان صنعتی و سازمانی و مشاوران شغلی می‌توانند برنامه‌های پیشگیری از فرسودگی، حمایت روانی از کارکنان، آموزش مدیریت استرس و ارتقای فرهنگ سازمانی سالم را اجرا کنند. سازمانی که کارکنان آن احساس دیده شدن، حمایت و معنا در کار دارند، در شرایط دشوار پایدارتر می‌ماند و این پایداری در سطح ملی اثرگذار است.

از سوی دیگر، روانشناسان و مشاوران در سیاست‌گذاری عمومی نیز می‌توانند نقشی ارزشمند ایفا کنند. تصمیم‌های کلان وقتی بدون شناخت دقیق از رفتار انسان، هیجان جمعی، انگیزش اجتماعی و الگوهای واکنش مردم گرفته شوند، ممکن است پیامدهای ناخواسته داشته باشند. حضور متخصصان سلامت روان در کنار مدیران و برنامه‌ریزان می‌تواند به طراحی سیاست‌هایی کمک کند که با واقعیت‌های روانی جامعه سازگارتر باشند. برای نمونه، در زمینه آموزش عمومی، مهاجرت، کنترل آسیب‌های اجتماعی، بازتوانی پس از بحران، پیشگیری از خودکشی، کاهش خشونت و تقویت مشارکت اجتماعی، دانش روانشناسی می‌تواند به سیاست‌ها عمق و اثربخشی بیشتری بدهد. کشوری که در برنامه‌ریزی خود بعد روانی جامعه را جدی بگیرد، سرمایه‌ای پنهان برای دوام و پیشرفت فراهم می‌کند.

نقش این متخصصان در بازسازی امید نیز بسیار تعیین‌کننده است. امید در سطح ملی یک احساس ساده و گذرا نیست؛ نوعی نیروی روانی برای حرکت جمعی، مشارکت اجتماعی، صبوری در دشواری‌ها و باور به امکان بهبود است. وقتی مردم در بحران‌های ممتد احساس کنند که هیچ اثری بر سرنوشت خود ندارند، انگیزه کنش سازنده کاهش می‌یابد و بی‌تفاوتی یا خشم جای آن را می‌گیرد. روانشناسان و مشاوران با تقویت حس عاملیت، آموزش شیوه‌های واقع‌بینانه هدف‌گذاری، کمک به بازسازی معنا در زندگی و تبیین مسیرهای عملی برای سازگاری، می‌توانند امیدی بالغ و پایدار را در جامعه پرورش دهند. این امید از جنس خیال‌پردازی نیست؛ بر فهم واقعیت، پذیرش دشواری و باور به توان تغییر استوار است.

در جامعه‌ای که از روانشناسان و مشاوران به شکل درست استفاده شود، سلامت روان از حاشیه به متن زندگی عمومی می‌آید. مردم یاد می‌گیرند که درخواست کمک، نشانه ضعف نیست. والدین بهتر فرزندان خود را می‌فهمند. مدیران درک دقیق‌تری از فشارهای روانی کارکنان پیدا می‌کنند. رسانه‌ها مسئولانه‌تر عمل می‌کنند. مدارس به محیطی برای رشد عاطفی نیز تبدیل می‌شوند. پس از بحران، سوگ و ترس سرکوب نمی‌شود، بلکه در فضایی سالم پردازش می‌گردد. در نتیجه، جامعه با وجود زخم‌ها، توان برخاستن دوباره را حفظ می‌کند. این همان جوهر تاب‌آوری ملی است؛ توان ادامه دادن، آموختن، بازسازی کردن و از دست ندادن پیوندهای انسانی.

البته تحقق این نقش نیازمند فراهم شدن چند شرط اساسی است. دسترسی عمومی به خدمات مشاوره و روانشناسی باید گسترش یابد و این خدمات نباید فقط در اختیار قشرهای محدود باشد. آموزش تخصصی این نیروها باید با نیازهای واقعی جامعه هماهنگ شود. همکاری میان وزارتخانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، نهادهای محلی، رسانه‌ها و مراکز درمانی باید تقویت گردد. همچنین باید نگاه فرهنگی جامعه به سلامت روان اصلاح شود تا مراجعه به مشاور با ترس، قضاوت یا شرم همراه نباشد. هر اندازه این بسترها کامل‌تر شود، نقش روانشناسان و مشاوران در تقویت تاب‌آوری ملی پررنگ‌تر و اثربخش‌تر خواهد شد.

در جمع‌بندی می‌توان گفت تاب‌آوری ملی فقط با ساخت جاده، انبار، بیمارستان و بودجه شکل نمی‌گیرد، هرچند اینها ضروری هستند. دوام یک ملت به کیفیت روانی شهروندان، استحکام خانواده‌ها، میزان اعتماد اجتماعی، قدرت سازگاری نسل جوان، کارآمدی نهادها و ظرفیت جامعه برای بازسازی امید نیز وابسته است. روانشناسان و مشاوران در همه این سطوح حضوری مؤثر دارند. آنان به افراد کمک می‌کنند در فشارها فرو نریزند، به خانواده‌ها می‌آموزند در روزهای سخت کنار هم بمانند، به نهادها یاری می‌رسانند انسانی‌تر عمل کنند و به جامعه امکان می‌دهند رنج را به آگاهی، همدلی و توان جمعی تبدیل کند. از این رو، اگر کشوری خواهان آینده‌ای پایدار، امن و توانا باشد، باید نقش روانشناسان و مشاوران را در قلب برنامه‌های توسعه و مدیریت بحران خود قرار دهد، زیرا استقامت ملی بدون سلامت روان جمعی پایدار نخواهد ماند.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × پنج =

مطالعه بیشتر