خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
پایگاه خبری پولیتیکو در گزارشی نوشت که جنگ ایران، روند گسست آمریکا از نظام بین الملل را شتاب بخشیده و نفوذ جهانی واشنگتن را به شدت تضعیف کرده است. بر اساس این گزارش، از بنگلادش تا اسلوونی، جیره بندی سوخت و تبعات اقتصادی جنگ، رهبران کشورها را که خواستار این مناقشه نبودند، با بحران مواجه ساخته است.
پولیتیکو به نقل از یک دیپلمات آسیایی نوشت که متحدان آمریکا از آشفتگی این جنگ به ستوه آمده و در حال بازنگری در پایداری اتحاد با واشنگتن هستند. در همین راستا، مارک کارنی، نخست وزیر کانادا، روابط اقتصادی با آمریکا را نقطه ضعفی خواند که باید اصلاح شود.
این رسانه آمریکایی با استناد به اسناد محرمانه وزارت خارجه آمریکا فاش کرد که در کشورهایی چون تاجیکستان، بحرین و اندونزی، روایت های ضدآمریکایی با حمایت ضمنی دولت ها بر فضای رسانه ای مسلط شده و رقبای واشنگتن برای تثبیت نفوذ خود هزینه می کنند. پولیتیکو افزود که شوک انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، کشورهای آسیایی و اروپایی را به سمت تسریع در گذار به انرژی های تجدیدپذیر و فاصله گرفتن از سلطه انرژی آمریکا سوق داده است.
نیویورک تایمز در تحلیلی به تقابل دو سبک مذاکراتی کاملاً متفاوت میان آمریکا و ایران پرداخت. به نوشته این روزنامه، دونالد ترامپ که خود را استاد دیپلماسی قهری می داند و خواهان «نتایج فوری» است، اکنون با کشوری رو به رو شده که به تاب آوری و بازی بلندمدت افتخار می کند. این گزارش تصریح می کند که اصرار ترامپ بر تسلیم سریع ایران و ادعای وی مبنی بر موافقت تهران با همه شروط، با تکذیب صریح مقامات ایرانی در شبکه های اجتماعی مواجه شد.
نیویورک تایمز با اشاره به سابقه مذاکرات منتهی به برجام در سال ۲۰۱۵، که حدود دو سال به طول انجامید و متنی ۱۶۰ صفحه ای را شامل شد، افزود که تیم مذاکره کننده ترامپ برخلاف دوره اوباما، بدون همراهی کارشناسان فنی و با تکیه بر تجربیات حوزه املاک نیویورک وارد گفتگوها می شود.
در پایان این تحلیل آمده است که اقدامات اخیر دو طرف در تنگه هرمز، از جمله توقیف کشتی ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا و تهدید ترامپ به انهدام زیرساخت های ایران، تلاش هایی برای شکل دهی به میدان مذاکره پیش از دور آتی گفتگوها در اسلام آباد تلقی می شود.
شورای آتلانتیک در تحلیلی نوشت که جنگ ایران، اتحاد غیررسمی و پنهان آمریکا با کشورهای عرب خلیج فارس و رژیم صهیونیستی را از سایه خارج کرده و ضعف های ساختاری آن را آشکار ساخته است. به نوشته این اندیشکده آمریکایی، مقامات کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در گفتگوهای خصوصی اذعان داشته اند که ترتیبات امنیتی کنونی که در آن آنها میزبان زیرساخت های آمریکا هستند اما نقشی در تصمیمگیری های راهبردی ندارند، دیگر قابل قبول نیست.
این گزارش تصریح می کند که کشورهای عربی هزینه حملات تلافی جویانه ایران را به دلیل میزبانی از یک ساختار بازدارنده پرداختند که حتی اجازه نام بردن علنی از آن را نداشتند؛ وضعیتی که از آن به عنوان «وابستگی نامتقارن» یاد شده است.
شورای آتلانتیک افزود که این معماری امنیتی دارای دو شکاف عمده است: نخست فقدان یکپارچگی عملیاتی واقعی در برابر حملات ترکیبی ایران، و دوم فقدان سازوکار مشورتی واقعی برای شرکای عرب پیش از آغاز عملیات نظامی.
رسانههای عربی و منطقهای
الجزیره به احتمال مذاکرات ایران و آمریکا پرداخت و درباره از سرگیری آن نوشت: رسانه های غربی گزارش دادند که هیئت آمریکایی برای دور دوم مذاکرات شامل همان چهرههایی خواهد بود که در دور اول شرکت کرده بودند.
بر این اساس، هیئت آمریکایی شامل جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، جرد کوشنر، داماد رئیس جمهور دونالد ترامپ، و استیو ویتکوف، فرستاده ویژه او در خاورمیانه، علاوه بر کمیتههای فنی تخصصی خواهد بود. ونس روز سهشنبه برای مذاکرات به پاکستان سفر خواهد کرد.
ایران میگوید که از مذاکره تحت فشار خودداری میکند و بر لغو تحریمهای ایالات متحده به عنوان پیششرط از سرگیری مذاکرات با واشنگتن اصرار دارد.
محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران گفت: «ترامپ با اعمال تحریمها و نقض آتشبس، میخواهد میز مذاکره را به میز تسلیم یا توجیهی برای تجدید خصومتها، تبدیل کند.» تاکنون، ایران در مورد مشارکت خود تصمیمی نگرفته است، اما اگر تصمیم به شرکت بگیرد، انتظار میرود همان هیئتی که در دور اول مذاکرات شرکت کرده بود، در مذاکرات شرکت کند.
عربی ۲۱ در گزارشی تاکید کرد که نگاه حاکم بر مذاکرات ایران و آمریکا توام با تردید و احتیاط هست. به گفته ایالات متحده، مذاکرات صلح با ایران در پاکستان برگزار خواهد شد و یک مقام ارشد ایرانی گفت که تهران در حال بررسی مشارکت است. با این حال، موانع و عدم قطعیت قابل توجهی با نزدیک شدن به پایان آتشبس همچنان پابرجاست.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، میخواهد به توافقی برسد که از افزایش بیشتر قیمت نفت و شوکهای بازار سهام جلوگیری کند، اما اصرار دارد که ایران نمیتواند به ابزار توسعه سلاح هستهای دست یابد.
یک مقام ایرانی به رویترز گفت که تهران «با دید مثبت» در حال بررسی مشارکت در مذاکرات است، با این حال، هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده است.
یک منبع پاکستانی مرتبط با این مذاکرات گفت که احتمال از سرگیری مذاکرات در روز چهارشنبه وجود دارد و در صورت امضای توافقنامه، ترامپ ممکن است حضوری یا از راه دور در آن شرکت کند.
این منبع گفت: «اوضاع رو به پیشرفت است و مذاکرات در مسیر برگزاری فردا قرار دارند.»
المیادین به تلاشهای پاکستان برای لغو محاصره دریایی ایران برای نجات دور جدید مذاکرات اشاره کرد و نوشت: پاکستان همزمان با گزارشهای سفر جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، به اسلام آباد، تلاشهای دیپلماتیک برای جلب رضایت آمریکا مبنی بر لغو محاصره دریایی ایران را رهبری میکند. در همین حال، تهران بر لغو کامل محدودیتها اصرار دارد و از مذاکره تحت فشار خودداری میکند.
خبرنگار المیادین در اسلام آباد، روز سهشنبه گزارش داد که پاکستان در تلاش است تا از دولت آمریکا برای پایان دادن به محاصره دریایی بنادر ایران، تأییدیه اعلام نشده دریافت کند.
خبرنگار المیادین جزئیات این فعالیت دیپلماتیک، اعلام کرد که جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، امروز در دور جدید مذاکرات به پاکستان سفر خواهد کرد.
طرف آمریکایی از طریق بیانیهای روشن، آمادگی خود را برای موافقت با «رفع اعلام نشده» محاصره دریایی به میانجی پاکستانی اطلاع داده است که به کشتیها و نفتکشهای ایرانی اجازه میدهد آزادانه تردد کنند، در حالی که کشتیهای دریایی آمریکایی در مواضع خود در نزدیکی خلیج عمان باقی خواهند ماند.
در مقابل، این فرستاده تأکید کرد که تهران، به دلیل عدم اعتماد به ترامپ و دولت او، ترجیح میدهد که آمریکا اعلامیهای روشن و علنی مبنی بر لغو محاصره به عنوان پیشنیازی برای ادامه روند دیپلماتیک ارائه دهد.
رسانههای چین و روسیه
شینهوا در تحلیلی احتمال آغاز مجدد حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران را زیاد دانست و نوشت: تنشها میان آمریکا و ایران به شدت افزایش یافته است. روز یکشنبه، نیروی دریایی آمریکا یک کشتی باری با پرچم ایران به نام «توسکا» را در دریای عمان توقیف کرد. دونالد ترامپ اعلام کرد که ناوشکن «اسپرونس» با شلیک به موتورخانه کشتی، آن را متوقف کرده و نیروهای دریایی به آن یورش بردند. ایران این اقدام را «نقض آشکار آتشبس» و «دزدی دریایی مسلحانه» خواند و پهپادهایی را در پاسخ به پرواز درآورد و تهدید به تلافی کرد.
تنشها تنها به این حادثه محدود نشد. ایران روز شنبه محدودیتهای تنگه هرمز را بازگرداند (فقط یک روز پس از اعلام «باز بودن کامل» آن) و به کشتیها هشدار داد که تردد در تنگه ممنوع است. این وضعیت باعث اختلال در ترابری جهانی نفت شده و قیمت نفت برنت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده است. حدود ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی جهان معمولاً از این تنگه عبور میکند.
در همین حال، دیپلماسی نیز با شکست مواجه شده است. دور دوم مذاکرات صلح در اسلامآباد که قرار بود با حضور جی.دی. ونس (معاون ترامپ) برگزار شود، عملاً منتفی شد. ایران اعلام کرد «هیچ برنامهای برای دور دوم مذاکره ندارد» و خواستههای آمریکا را «بیش از حد و غیرواقعی» خواند. آتشبس کنونی تا چهارشنبه (فردا) اعتبار دارد. ترامپ تهدید کرده که در صورت عدم پذیرش شرایط آمریکا، «هر نیروگاه و هر پلی در ایران را نابود خواهد کرد». ایران نیز هشدار داده که در صورت حمله، خویشتنداری قبلی خود در قبال تأسیسات انرژی عربستان و امارات را کنار میگذارد و مجلس در حال تصویب قانونی برای کنترل تنگه هرمز و ممنوعیت تردد کشتیهای مرتبط با اسرائیل است. پاکستان همچنان در تلاش برای میانجیگری است، اما احتمال بازگشت به جنگ قبل از چهارشنبه بسیار بالا است.
جیمز وب، مشاور پیشین سیاست خارجی رابرت اف. کندی جونیور و کهنه تفنگدار دریایی آمریکا، در مصاحبه با راشا تودی اعلام کرد ترور آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در نخستین روز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مذاکرات واشنگتن و تهران را غیرممکن کرده است. به گفته وب، این اقدام «نشاندهنده چرخه برنامهریزی اسرائیل» بود و هدف آن «خونین کردن دست آمریکا و کشاندن عمیقتر آن به درگیری» بوده است، زیرا ترور رهبر یک کشور باعث ایجاد «دشمنی خونی» میشود و توانایی مذاکره دولت با دولت را از بین میبرد. گزارشهای قبلی نیویورک تایمز حاکی از آن بود که بنیامین نتانیاهو در جلسه کلیدی ۱۱ فوریه با ترامپ در اتاق عملیات کاخ سفید حضور فیزیکی داشته است.
وی استدلال کرد که ترامپ تصویر کامل را در اختیار ندارد و تحت تأثیر شدید منافع خاص چند نفر قرار دارد: «دسترسی به رئیسجمهور در کاخ سفید بسیار محدود است. او توسط برخی افراد دارای منافع محصور شده که عملاً اتاق پژواکی از ایدههای خود ایجاد کردهاند.» این موضوع در نحوه اجرای جنگ با ایران مشهود است. در همین حال، وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا هم نامشخص است.
الیجا مگنیر، خبرنگار جنگی کهنهکار، در گفتگو با اسپوتنیک روسیه گفت: پس از ترور آیتالله خامنهای و دیگر رهبران و فرماندهان ارشد ایران در ۲۸ فوریه، «ایران ظرف ۱۰ دقیقه تلافی کرد» و پایگاههای آمریکا در خلیج فارس و اسرائیل را هدف قرار داد. مگنیر تأکید میکند که سپاه پاسداران مسئول اصلی اداره اوضاع است. ایران دیپلماسی را همواره «روی میز» آماده دارد، اما نه به صورت شتابزده و با ضربالاجل ۴۸ ساعته که دولت فعلی آمریکا دنبال میکند.
مگنیر میگوید خواستههای آمریکا (چشمپوشی از حق غنیسازی، تحویل ذخایر موجود، برچیدن برنامه موشکی و قطع حمایت از متحدان منطقهای) برای ایران غیرقابل قبول است. او افزود: «این قطعاً در توان آمریکاییها نیست که دیکته کنند ایرانیان با چه کسی متحد شوند.» به گفته او، کشورهای عربی خلیج فارس نگران فایده میزبانی از نیروهای آمریکایی در پایگاههایی هستند که قادر به دفاع از خودشان هم نیستند. مگنیر نتیجه میگیرد که آمریکا فکر میکند با «چوب جادو» در پاکستان میتواند به شکل فوری با ایران به توافق برسد، اما چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
ریانووستی روسیه در تحلیلی نوشت: اگرچه ترامپ تمدید آتشبس امشب را «بسیار غیرمحتمل» میداند و مذاکرات اسلامآباد عملاً لغو یا معلق شده، ولی جنگ آمریکا علیه ایران عملاً خنثی شده و بعید است از سر گرفته شود. تهدیدهای آمریکا دیگر کارساز نیست: ایران صریحاً اعلام کرده برای حمله جدید آماده است و از خط قرمز اصلی خود (عدم تحویل اورانیوم غنیشده) عقبنشینی نمیکند. از سوی دیگر، ترامپ بدون دریافت اورانیوم نمیتواند پیروزی کامل اعلام کند. این یک بنبست است، اما بنبستی امیدوارکننده، زیرا محاصره دوگانه تنگه هرمز نشان داد که جهان دیگر نمیتواند سکوت کند. اکنون همه بر آمریکا فشار میآورند تا به این ماجراجویی پایان دهد.
در داخل ایران بحثی درباره لزوم ادامه مذاکرات درگرفته است. برخی خواستار قطع مذاکرات و جنگ تا پایان هستند.اظهارات برخی افراد بر ضد مذاکره هم نقد می شود. اما این اختلافات تاکتیکی است، نه استراتژیک. پس از ترور رهبر پیشین (آیت الله علی خامنهای)، بسیاری از فرماندهان و نیز علی لاریجانی، هیچ کس در تهران توهمی خوش خیالانه نسبت به آمریکا ندارد. آمریکاییها فارغ از گرایش سیاسی، هر کسی را فریب داده و سپس به قتل میرسانند. مذاکره فقط برای کسب فرصت تنفس به نفع آمریکایی ها ضروری است، حتی اگر به توافق منجر نشود.
رهبری جدید ( آیت الله مجتبی خامنهای) هنوز نقطه پایانی بر مذاکرات نگذاشته است. ادعاها در مورد اختلافات داخلی بین افرادی مانند قالیباف و جلیلی را نباید بزرگ کرد؛ دو سال پیش در انتخابات ریاستجمهوری جلیلی با اختلاف اندکی به پزشکیان باخت و قالیباف از رئیس جمهور جدید حمایت کرد. اکنون هر سه نفر در یک قایق و یک سنگر هستند. مذاکره با آمریکا حتی بدون نتیجه، به ایران فضای تنفس میدهد و مهمتر اینکه واشنگتن را به پذیرش بنبست خود نزدیک میکند. نتیجه چه پای میز مذاکره چه زیر بمباران یکسان است: ایران ایستادگی کرده و پیروز شده است.
رسانههای رژیم صهیونیستی
معاریو در تحلیلی نوشت: سپاه پاسداران در روزهای اخیر موفق شده جهان را دور بزند و ترامپ را به «اردک لنگ» تبدیل کند. ایران موضع خود را در مورد مساله هستهای سختتر کرده و اسرائیل نسبت به امکان تحویل اورانیوم غنیشده بدبین است. ارتش اسرائیل خود را برای فروپاشی مذاکرات آماده میکند (جمعآوری اطلاعات، بهروزرسانی بانک اهداف، هماهنگی نزدیک با ارتش آمریکا).
در جبهه لبنان، ارتش اسرائیل به شیوهای عجیب عمل میکند: یورشهایی بدون آتش مقدماتی و تنها با پشتیبانی پهپادها و سامانههای دیدبانی. همچنین ارتش تصمیم گرفته تیمهای واکنش سریع را در روستاهای مرزی شمال منحل کند که باعث بیاعتمادی ساکنان شده است. جامعه اسرائیل دچار سرگردانی است و میداند جنگ به نتایج مطلوب نرسیده است. در سطح فرماندهی، ۲.۵ سال جنگ شدید منجر به فرسایش حساسیتهای اخلاقی و حرفهای شده است. نمونههای اخیر شامل شکستن مجسمه حضرت عیسی در لبنان توسط یک نظامی اسرائیلی، محاکمه چهار سرباز زن به خاطر پوشش نامناسب، ممنوعیت دویدن با شورت کوتاه برای زنان، دستگیری هفت افسر به اتهام رشوهخواری (دهها میلیون شکل)، و تلاش موفق اطلاعات ایران برای نفوذ به ارتش است.
منتقدان میگویند رئیس ستاد ارتش (آلای زمیر) باید فراتر از برنامههای حمله به ایران و لبنان، بیانیه فرماندهی صادر کند و به فرماندهان یادآور شود که سرمایه انسانی اساس پیروزی است. در شرایط کنونی، پشت جبهه احساس امنیت نمیکند و والدین نمیدانند فرزندانشان زیر نظر فرماندهان شایسته خدمت میکنند یا خیر. همچنین خلبانانی که به ایران و لبنان حمله کردهاند و پزشکان خط مقدم، توسط اداره نیروی انسانی «سربازان درجه دو» محسوب میشوند و از حقوق و مزایای کمتری برخوردارند. لذا ارتش باید برای همه احترام قائل شود.
وای نت نیوز در گزارشی به نگرانی کشورهای حوزه خلیج فارس از روند مذاکرات آمریکا و ایران میپردازد. بر اساس تحلیل مقامات و تحلیلگران، انتظار میرود دور بعدی مذاکرات در اسلامآباد به جای تمرکز بر موشکهای ایران یا نیروهای نیابتی، عمدتاً بر محدودیتهای غنیسازی اورانیوم و نحوه مدیریت ایران بر تنگه هرمز متمرکز شود. لذا احیای تنگه هرمز ممکن است تنها دستاورد مذاکرات باشد، نه کاهش تنش گستردهتری که کشورهای منطقه و اسرائیل آن را حیاتی میدانند.
مقامات خلیج فارس هشدار میدهند که این رویکرد به جای برچیدن اهرم نفوذ ایران، آن را مدیریت میکند و ثبات اقتصادی جهانی را اولویت قرار میدهد، در حالی که نظام های در معرض تهدید (از جمله اسرائیل و کشورهای عربی) از روند تصمیمگیری رسمی کنار گذاشته شدهاند. یک منبع عربی میگوید: «تیرک دروازه جابهجا شده است. پیش از این تنگه هرمز مسئله نبود، اما اکنون به خط قرمز تبدیل شده است.» ایران نیز خود این تنگه را «دارایی طلایی و تمامنشدنی» میداند که تابوی استفاده از آن شکسته شده و شمشیری از غلاف بیرونآمده است.
تحلیلگران هشدار میدهند که توافقی که فقط بر تنگه هرمز متمرکز باشد، نه موشکها و نیروهای متحد ایران، نه تنها تنشها را حل نمیکند، بلکه بیثباتی را برای اسرائیل و کشورهای خلیج فارس تثبیت میکند. یک تحلیل گر اماراتی میگوید آنچه در حال شکلگیری است «مهندسی عمدی درگیری پایدار» است، نه یک راهحل تاریخی. کشورهای حوزه خلیج فارس از اقدامات یکجانبه آمریکا ناراضیاند و تأکید میکنند که تامین امنیت منطقه بدون مشارکت آنها امکانپذیر نیست.
تایمز اسرائیل در تحلیلی به نقش جرد کوشنر (داماد و مشاور ارشد دونالد ترامپ) در سیاست خارجی آمریکا، به ویژه در قبال ایران و غزه، میپردازد. نویسنده با اشاره به فیلم «چشمان کاملاً بسته» (Eyes Wide Shut) استنلی کوبریک، رویکرد کوشنر را «دیپلماسی تحمیل واقعیت» توصیف میکند که مبتنی بر سرعت، محرمانگی و تغییر حقایق در زمین پیش از واکنش طرف مقابل است، نه مذاکره سنتی. کوشنر به همراه استیو ویتکاف (نماینده ویژه آمریکا) تلاش می کنند سیاست ایران را به سمتی سوق دهند که به نفع نتانیاهو و منافع ویژه اسرائیل باشد، و این نگرانی در میان آمریکایی ها وجود دارد که سیاست آمریکا به جای آنکه مستقل باشد، توسط لابی اسرائیل هدایت میشود. مذاکرات ایران در پاکستان با بنبست مواجه شده و آتشبس در حال اتمام است.
نویسنده افزوده که کوشنر سرمایهگذاری شخصی خود (دریافت ۲ میلیارد دلار از صندوق ثروت ملی عربستان) را با سیاست خارجی درآمیخته است. او ادعا میکند کوشنر با استفاده از اطلاعات محرمانه (از طریق دسترسی به گزارش های روزانه رئیسجمهور) نام اعضای خاندان سلطنتی مخالف محمد بن سلمان را به او داده و یک هفته بعد MBS دهها نفر از آنها را در هتل ریتز کارلتون ریاض بازداشت کرد. کوشنر همچنین غزه را «املاک ساحلی بسیار ارزشمند» توصیف کرده و طرح «غزه جدید» با برجهای لوکس، خط آهن سریع و مناطق صنعتی را ارائه داده است ؛ در حالی که بیش از ۷۰ هزار فلسطینی کشته شده و ۸۰ درصد ساختمانهای غزه تخریب شده است. نویسنده نتیجه میگیرد که کوشنر با ایستادن بر روی «بازماندههای بدبختی»، بحران انسانی غزه را نادیده گرفته و صرفاً به دنبال منافع شخصی و دریافت نوبل صلح برای ترامپ است. او کوشنر را متهم به «تکبر عمیق و فقدان خودآگاهی» میکند که با ظاهری از هوشمندی پوشانده شده است.
نظرات کاربران