ستاره بهداشت
0

والدین گرفتار جهان دیجیتال و کودکانی که گوشی را کنار نمی‌گذارند

والدین گرفتار جهان دیجیتال و کودکانی که گوشی را کنار نمی‌گذارند
بازدید 4

خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، سامان سفالگر؛ یک کودک را تصور کنیم که صبح با صدای اعلان تلفن همراه از خواب بیدار می‌شود، هنگام صبحانه چشمش به صفحه گوشی است، بعد از بازگشت از مدرسه به خانه پای گوشی تلفن همراه، تبلت یا کنسول بازی می‌نشیند و شب نیز با تلفن همراه به رختخواب می‌رود. این تصویر دیگر چندان دور از زندگی بسیاری از کودکان و نوجوانان نیست. جهان دیجیتال به بخشی جدایی‌ناپذیر از کودکیِ امروز تبدیل شده است. جهانی که هم فرصت‌های بزرگی برای یادگیری و ارتباط ایجاد کرده و هم نگرانی‌هایی جدی درباره سلامت جسمی، روحی و کیفیت زندگی کودکان به وجود آورده است.

مساله البته صرفا “زیاد گوشی دست گرفتن” نیست. فناوری دیجیتال دیگر یک ابزار بیرونی نیست که کودک هر از گاهی از آن استفاده کند بلکه بخشی از محیط زندگی اوست. بازی، آموزش، سرگرمی، ارتباط با دوستان و حتی شکل‌گیری هویت اجتماعیِ نوجوانان، همه می‌تواند در فضای آنلاین اتفاق بیفتد. یونیسف نیز در گزارش‌های خود تاکید کرده است که فناوری دیجیتال می‌تواند برای کودکان فرصت یادگیری، بازی، ارتباط و کسب مهارت ایجاد کند، اما در شرایط خاص می‌تواند بر سلامت روان و رفاه آنان نیز اثر منفی بگذارد. بنابراین، شاید نخستین خطای ما این باشد که مساله را صرفا به “گوشی” تقلیل دهیم. آنچه تغییر کرده، “سبک زندگی” است.

مشکل فقط زمان نیست

وقتی از استفاده کودکان از تلفن همراه صحبت می‌کنیم، معمولا نخستین پرسش این است که “چند ساعت در روز به استفاده از آن سپری می شود؟” اما زمان به ‌تنهایی معیار کاملی نیست. دو کودک ممکن است هر کدام سه ساعت مقابل صفحه گوشی باشند، اما یکی از آنها در حال یادگیری، ساختن یک اثر یا ارتباط با دوستان باشد و دیگری ساعت‌ها مشغول مصرف بی‌وقفه محتوای دیجیتال و بازی باشد.

پرسش مهمتر از «چند ساعت؟» این است که “کودک در این مدت چه چیزی را از دست می‌دهد؟” اگر تلفن همراه باعث شود کودک کمتر بخوابد، کمتر بازی فیزیکی کند، کمتر با خانواده و دوستان خود گفت‌وگو کند، کمتر کتاب بخواند یا کمتر تجربه واقعی داشته باشد، مساله جدی‌تر می‌شود. صفحه نمایش زمانی می‌تواند به مساله تبدیل شود که جای بخش‌های مهم دیگری از زندگی را بگیرد.

وقتی صفحه نمایش به سلامت روان گره می‌خورد

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها درباره استفاده افراطی از رسانه‌های دیجیتال، آثار احتمالی آن بر سلامت روان کودکان و نوجوانان است. البته نمی‌توان گفت هر کودکی که زیاد از گوشی استفاده می‌کند، الزاما دچار مشکل ذهنی و روانی خواهد شد. رابطه میان استفاده از فناوری و سلامت روان پیچیده است و عوامل مختلفی مانند شرایط خانوادگی، ویژگی‌های فردی، کیفیت خواب، روابط اجتماعی و نوع محتوای مصرف‌شده در آن نقش دارند.

با این حال، استفاده افراطی یا مساله‌ساز از فضای دیجیتال می‌تواند با مجموعه‌ای از مشکلات از جمله اختلال در خواب، کاهش فعالیت بدنی، احساس انزوا، اضطراب، تحریک‌پذیری و دشواری در تمرکز، همراه شود. سازمان جهانی بهداشت نیز در ارتباط با بازی‌های دیجیتال، “اختلال بازی” را به‌عنوان یک وضعیت قابل تشخیص در طبقه‌بندی بین‌المللی بیماری‌ها تعریف کرده است. البته این وضعیت با صرفا زیاد بازی کردن تفاوت دارد و زمانی مطرح می‌شود که کنترل فرد بر بازی مختل شده و بازی بر فعالیت‌های روزمره و زندگی او غلبه کند.

یکی از مهمترین حلقه‌های این مساله، خواب است. کودکی که تا ساعات پایانی شب درگیرِ بازی، شبکه‌های اجتماعی یا تماشای ویدئو است، ممکن است دیرتر بخوابد یا خواب باکیفیتِ کمتری داشته باشد. کمبود خواب نیز به نوبه خود می‌تواند بر خلق‌وخو، تمرکز، یادگیری و تنظیم هیجانات اثر بگذارد. به این ترتیب، یک چرخه شکل می‌گیرد که در قالب آن، استفاده زیاد از گوشی، خواب را مختل می‌کند و خواب نامناسب نیز می‌تواند کودک را خسته، تحریک‌پذیر و کم‌حوصله کند.

مقایسه دائمی و اضطراب دیده‌شدن

در مورد نوجوانان، ماجرا پیچیده‌تر است. نوجوان در مرحله‌ای از زندگی قرار دارد که هویت او در حال شکل‌گیری است و نظر دیگران برایش اهمیت زیادی پیدا می‌کند. شبکه‌های اجتماعی این فرایند را وارد محیطی کرده‌اند که در آن مقایسه دائمی با دیگران تقریبا اجتناب‌ناپذیر است. تصاویر و ویدئوهایی که نوجوانان از زندگی دیگران می‌بینند، معمولا بخش‌های انتخاب‌شده و ویرایش‌شده زندگیِ آنها و نَه تمام واقعیت است. با این حال، نوجوان ممکن است آن تصاویر را با زندگی واقعی خودش و با ظاهر دیگران، تعداد دوستان، میزان محبوبیت یا سبک زندگی آنها مقایسه کند.

*وبگاه The Conversation در گزارشی به مقوله “اقتصادِ توجه” در قالب ابزارهای جهان دیجیتال پرداخته و تاکید می کند که مشکل فقط ضعف اراده کودک در استفاده از گوشی تلفن همراه نیست، بلکه بخشی از مساله به نحوه طراحی پلتفرم‌های جهان دیجیتال برمی‌گردد که به سهم خود سعی در مشغول‌کردنِ حداکثری کودک و نوجوان با محتوای خودشان دارند.»

در چنین شرایطی، نیاز به تایید دیگران می‌تواند افزایش پیدا کند. “لایک” و نظر دیگران ممکن است برای برخی نوجوانان به معیارِ ارزشمندی تبدیل شود. این مساله می‌تواند زمینه‌ساز احساس ناکافی بودن، نگرانی درباره ظاهر، اضطراب اجتماعی یا نارضایتی از خود شود. هرچند نمی‌توان چنین پیامدهایی را به همه کاربران تعمیم داد.

کودکی که دیگر تحمل بی‌حوصلگی ندارد

یکی دیگر از تغییرات مهم، کاهش تحملِ بی‌حوصلگی است. کودکِ امروز هر زمان که حوصله‌اش سر می‌رود، می‌تواند در چند ثانیه به یک بازی، ویدئو یا شبکه اجتماعی دسترسی پیدا کند. در نتیجه، فرصت‌هایی که پیشتر صرف خیال‌پردازی، بازی آزاد یا پیدا کردن راهی برای سرگرم شدن می‌شد، ممکن است کاهش پیدا کند. این مساله از آن جهت مهم است که کودک در جریان بی‌حوصلگی و بازی آزاد، مهارت‌هایی مانند خلاقیت، تصمیم‌گیری و حل مساله را تمرین می‌کند. اگر هر احساس ناخوشایندی بلافاصله با صفحه نمایش دیجیتال پاسخ داده شود، کودک کمتر فرصت پیدا می‌کند یاد بگیرد با تنهایی، انتظار، شکست و حتی بی‌حوصلگی کنار بیاید و برای آنها راه‌حل بیابد.

اقتصاد توجه و کودکانی که نمی‌توانند گوشی را کنار بگذارند

بخش دیگری از مساله به خودِ فناوری مربوط است. بسیاری از پلتفرم‌ها و بازی‌های دیجیتال به شکلی طراحی شده‌اند که کاربر را برای مدت بیشتری در محیط خود نگه دارند. اعلان‌ها، پاداش‌های پی‌درپی، ویدئوهای کوتاه و پیشنهادهای متوالی محتوا، همگی می‌توانند توجه کاربر را دائما به صفحه نمایش برگردانند. در چنین شرایطی، انتظار اینکه یک کودک یا نوجوان همیشه بتواند به‌تنهایی زمان استفاده خود را کنترل کند، چندان واقع‌بینانه نیست. کودک هنوز در حال یادگیری مهارت خودکنترلی است و نمی‌توان تمام مسوولیت را بر عهده او گذاشت.

به همین دلیل، وقتی کودک هنگام کنار گذاشتن گوشی عصبانی می‌شود یا نمی‌تواند فعالیت‌های روزمره خود را بدون گوشی انجام دهد، مساله را نباید صرفا به لجبازی کودک نسبت داد. ممکن است لازم باشد الگوی استفاده او، کیفیت روابط خانوادگی، میزان خواب و فعالیت بدنی و نوع محتوایی که مصرف می‌کند، بررسی شود.

والدینی که خودشان هم گرفتار جهان دیجیتال هستند والدین گرفتار جهان دیجیتال و کودکانی که نمی توانند گوشی را کنار بگذارند

نمی‌توان درباره استفاده کودکان از تلفن همراه صحبت کرد و نقش والدین را نادیده گرفت. کودکی که می‌بیند پدر و مادرش در تمام ساعات روز تلفن همراه در دست دارند، پیام روشنی درباره اهمیت این وسیله دریافت می‌کند. از سوی دیگر، گاهی گوشی به پرستار دیجیتال تبدیل می‌شود. زمانی که کودک بی‌قرار است، غذا نمی‌خورد، حوصله‌اش سر رفته یا والدین فرصت کافی برای بازی با او ندارند، یک تلفن همراه می‌تواند سریع‌ترین راه برای آرام کردن او باشد.

اما این راه‌حل کوتاه‌مدت ممکن است به مرور به عادت تبدیل شود. کودک یاد می‌گیرد هر زمان احساس بی‌حوصلگی، ناراحتی یا اضطراب کرد، به صفحه نمایش گوشی پناه ببرد. به همین دلیل، کنترل استفاده کودک بدون اصلاح الگوی استفاده خانواده دشوار است. والدین نمی‌توانند از کودک انتظار داشته باشند گوشی را کنار بگذارد، در حالی که خودشان هنگام غذا خوردن، گفت‌وگو یا استراحت، دائما درگیرِ تلفن همراه هستند.

مدرسه؛ تماشاگر یا آموزش‌دهنده؟

مدرسه نیز در برابر این تغییر سبک زندگی مسوولیت دارد. نمی‌توان دانش‌آموز را از جهان دیجیتال جدا کرد و بعد انتظار داشت در آینده در جامعه‌ای دیجیتال زندگی موفقی داشته باشد. مساله این نیست که مدرسه فقط استفاده از گوشی را ممنوع یا مجاز کند. دانش‌آموز باید یاد بگیرد چگونه در فضای دیجیتال زندگی کند، چگونه اطلاعات درست را از نادرست تشخیص دهد، چگونه حریم خصوصی خود را حفظ کند، چگونه با آزار اینترنتی مواجه شود و چگونه زمان و توجه خود را مدیریت کند. به عبارت دیگر، سواد دیجیتال باید بخشی از آموزش عمومی باشد. همانطور که کودک باید خواندن و نوشتن را بیاموزد، باید یاد بگیرد چگونه از فناوری استفاده کند بدون اینکه فناوری، سبک زندگی و روابط او را در اختیار بگیرد.

راه‌حل، حذف فناوری نیست

شاید ساده‌ترین راه‌حل این باشد که بگوییم گوشی را از کودک بگیریم. اما مساله به این سادگی نیست. کودکان امروز در جهانی زندگی می‌کنند که فناوری بخش جدایی‌ناپذیر آن است. بسیاری از فرصت‌های آموزشی، ارتباطی و حتی شغلی آینده آنها نیز به فناوری وابسته خواهد بود. از طرف دیگر، ممنوعیت مطلق می‌تواند کودک را بدون آموزش و آمادگی وارد فضایی کند که در نهایت به آن دسترسی خواهد داشت.

راه‌حل، ایجاد تعادل است. تعادلی میان جهان واقعی و جهان دیجیتال که کودک باید هم امکان استفاده از فناوری را داشته باشد و هم فرصت بازی، ورزش، گفت‌وگو، مطالعه، تجربه اجتماعی، حضور در طبیعت و ارتباط چهره‌به‌چهره با دیگران را شاهد باشد. در نهایت، مساله اصلی گوشی نیست بلکه مساله این است که چه چیزی نباید به خاطر گوشی از زندگی کودک حذف شود. اگر تلفن همراه ابزاری برای یادگیری، ارتباط و خلاقیت باشد، می‌تواند بخشی مفید از زندگی کودک باشد. اما اگر تمام اوقات فراغت، توجه و روابط او را اشغال کند، دیگر با یک ابزار ساده مواجه نیستیم بلکه با تغییری در سبک زندگی مواجهیم که می‌تواند بر خواب، تمرکز، روابط اجتماعی و سلامت روانی کودک اثر بگذارد. کودک قرار نیست فقط برای ورود به دنیای دیجیتال آماده شود بلکه قرار است برای زندگی کردن آماده شود.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 20 =

مطالعه بیشتر