به گزارش بهداشت نیوز، مهدی گرامی در شصتوچهارمین نشست از سلسله نشستهای «در میدان» که امروز ۱۷ خرداد به همت جهاد دانشگاهی قم به صورت مجازی برگزار شد، با بیان اینکه وقتی نگرانی زیاد میشود، سردرگمیها نیز بیشتر میشود و خانواده هم درگیر آن خواهد شد، اظهار کرد: بحرانها بیش از آنکه خانهها را ویران کنند، خانوادهها را از هم میپاشند.
یک روانشناس تصریح کرد: همانطور که میدانید، مدرسه شجره طیبه مورد آسیب قرار گرفت و بسیاری از خانوادهها و دانشآموزان ما ضربههای روانی عمیقی خوردند. آنچه بیش از همه نگرانکننده است، بحث خانوادههاست و شاید بیشتر از PTSD باید نگران اختلالات سازگاری پس از تغییرات خانواده باشیم.
وی با بیان اینکه اگر تنش در خانواده مدیریت نشود، بحرانها ایجاد خواهد شد، ادامه داد: اگر تنش مدیریت شود، بیشک بحران به وجود نمیآید؛ در وضعیت اورژانسی پس از جنگ، حادثه، سیل یا زلزله، اولین اقدام تیمهای حمایتکننده این است که خانواده را دور هم جمع کنند تا خانواده به امنترین جای دنیا تبدیل شود.
گرامی با بیان اینکه اگر خانواده نتواند در سختیها کنار هم باشد، بزرگترین اتفاقات بحرانی به وجود میآید، توضیح داد: انسان خسته، نگران و خشمگین بیش از هر جا به آرامش خانواده نیاز دارد و خانواده تنشها و اضطراب را کم میکند؛ وقتی بحران میرسد، فهم و دانش مدیریت تنش است که خانواده را حفظ میکند، نه پول و امکانات.
وی با بیان اینکه خانواده مثل یک انسان دچار تنش میشود، چون مجموعهای از اعضاست که اجتماعی کوچک به نام خانواده را ساختهاند، افزود: سه مولفه روانشناختی در بحرانها زیاد میشود: مولفه اول افکار مزاحم است؛ نکند امشب اتفاقی بیفتد، مجبور شویم خانه را ترک کنیم و دیگر شرایط عادی نشود.
این روانشناس مولفه دوم را اجتنابهایی که خصوصاً در نوجوانان دیده میشود دانست و گفت: نوجوانان درس نمیخوانند، گوشهگیر میشوند، کارهای بیربط میکنند و از گفتگو درباره بحران امتناع میکنند؛ مثلا برای خوردن دارو یا زنگ زدن به فامیل امتناع میکند، این رفتارهای اجتنابی در شرایط بحران زیاد دیده میشود.
وی مولفه سوم را بیشبرانگیختگی نام برد و تاکید کرد: خستگی شدید، سردرد، اختلال خواب و گوش به زنگ بودن به طوریکه یک صدای کوچک آنها را به هم میریزد و مدام در حال اسکن محیط هستند؛ پدر و مادر زود از کوره در میروند و واکنشهای تندی نشان میدهند که این رفتارهای غیرطبیعی در شرایط بحران کاملاً طبیعی است.
گرامی با بیان اینکه باید برای برگرداندن خانواده به شرایط عادی برنامه و تکنیک داشته باشیم، تصریح کرد: خانواده باید پویا و با عزت نفس بیشتر پیش برود. در بحرانها افراد مثل هم نیستند و روانشناسها آنها را چهار دسته کردهاند؛ بعضی بیشفعال و پرانرژیاند و نمیتوانی بگویی آرام باش، باید آنها را به کار و فعالیت وادار کرد.
وی با بیان اینکه لم دادن برای افراد بیشفعال سم است و باید مسئولیتهایی مثل جمع کردن وسایل به آنها داد، افزود: بعضی افراد میخکوب و مات شدهاند و باید آهسته با آنها ارتباط گرفت، مثلاً پرسید: اجازه هست دستت را بگیرم؟ آب نیاز داری؟ دسته سوم هراسناک هستند و باید چیزهای خطرناک را از آنها دور کرد.
این روانشناس با بیان اینکه دسته چهارم افراد بیتفاوت هستند که در نوجوانان زیاد دیده میشود، اظهار کرد: والدین میگویند بچهمان بیتفاوت شده و کتابش را نگاه نمیکند؛ باید دانست در بحران، مغز و حافظه دستخوش تغییر شده و بدن در حالت عادی نیست. افراد بیتفاوت را باید وادار به صحبت و گفتگو کرد.
گرامی تصریح کرد: تکالیف باید کوچکتر شوند و به تکههای کوچکتر تقسیم شوند، هرچه تعامل و گفتگو با آنها بیشتر شود، اثرات مثبتتری دارد؛ نکته مهم این است که واکنش اعضای خانواده متفاوت است و نمیتوان تکنیک یکسان به پدر و نوجوان داد که باید تشخیص داد فرد در کدام دسته قرار دارد.
وی ادامه داد: روبن هیل، از برجستهترین روانشناسهای حوزه خانواده، مدل ABCX را مطرح کرده است؛ A رویداد فشارزاست؛ مانند جنگ، مهاجرت، مرگ عزیزان یا ورشکستگی مالی. B منابع حمایتی خانواده است از جمله حمایتهای عاطفی، مهارت حل مسئله و شبکه حمایتی. C هم تفسیر و برداشت خانواده از آن اتفاق است.
این روانشناس افزود: اگر خانواده بحران را فاجعه غیرقابل کنترل ببیند و حمایت اجتماعی نباشد، X یا خروجی، بحرانی غیرقابل کنترل با آثاری مثل افزایش تعارض، فرسودگی و قطع ارتباط خواهد بود؛ برای کاهش بحران باید روی سه محور کار کرد. محور اول مدیریت فشار از طریق تقسیم مسئولیتها در خانواده است.
گرامی با بیان اینکه پدر نباید همه کارها را انجام دهد و مادر هم فقط مسئول ظرفها و تکالیف فرزندان نیست، گفت: گفتن جمله «تو فقط درس بخوان و کاری نکن» اشتباه است و به فرزندان آسیب روانی میزند، باید مسئولیتها را تقسیم کرد؛ محور دوم منابع حمایتی است، حمایت اجتماعی در رأس پروتکلهای درمانی قرار دارد.
وی محور سوم را تغییر نگاه خانواده به بحران دانست و ادامه داد: نگاه پدر و مادر خیلی مهم است و نباید ناامیدی را به کودکان منتقل کرد بلکه باید امید ایجاد کرد؛ ما اعتقادات مذهبی خوبی داریم و میتوانیم با استناد به آیات قرآن مثل «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» به زندگی معنا ببخشیم و شرایط را رشد دهیم.
گرامی ادامه داد: ما در میناب از ابتدای حادثه در کنار خانوادهها بودیم و پس از یک ماه مداخلات روانشناختی را شروع کردیم؛ الان مشغول بررسی PTSD و اختلالات سازگاری هستیم. در این مسیر دانش روانشناسی ما هم افزایش یافت و این یعنی از دل سختیها گشایش و رشدی حاصل شد که میتواند برای زندگی ما اثربخش باشد.
گرامی با بیان اینکه خانواده یک سیستم است و بیماری کوچک یک عضو میتواند کل خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. برای مدیریت تنش باید تکنیکهایی به کار برد، تصریح کرد: اولین و اساسیترین تکنیک، دور هم جمع شدن است؛ مثلاً با بهانه چای یا تخمه. مادربزرگی که با یک چای همه را جمع میکند، واقعاً هنر مدیریت تنش را دارد.
وی در پایان ضمن اشاره بر اینکه ما هم باید این نقش آرامبخش را یاد بگیریم، تاکید کرد: در دورهمیها باید بدون قضاوت به حرفهای هم گوش دهیم و اجازه دهیم اعضا افکار و هیجاناتشان را روایت کنند؛ وقتی نوجوان بداند حرفش بدون سرزنش شنیده میشود، دوباره گفتگو خواهد کرد و این آغاز التیام و بازگشت آرامش به خانواده است.
منبع: ایسنا
نظرات کاربران