به گزارش خبرنگار مهر، سید محمد بهشتی عصر سهشنبه در نشست «قرار در بیقراری» که در قزوین برگزار شد، به طرح بحثی عمیق درباره مفهوم «اهلیت» پرداخت و آن را فراتر از یک امر اعتباری و شناسنامهای دانست.
وی در این نشست با اشاره به پرسش رایج «اهل کجایی»، تأکید کرد: اینکه تصور کنیم اهلیت صرفاً به محل تولد یا آنچه در شناسنامه ثبت شده محدود میشود، برداشتی ناقص است؛ همانطور که فردی متولد شهر صنعتی البرز خود را اهل آنجا میداند، قزوینیها نیز معمولاً پاسخی مشابه میدهند اما حقیقت این است که اهلیت، بسیار جدیتر از این حرفهاست.
بهشتی با بیان اینکه اهلیت به معنای «یک نوع معرفت وجودی نسبت به هر جا، هر چیز و هر کس» است، افزود: در گذشته، استادکاران، شاگردان خود را در مسیر شاگردی «اهل» آن پیشه میکردند؛ آهنگر را اهل آهنگری و نجار را اهل نجاری. این بدان معناست که فرد باید نسبت به حرفه خود معرفتی وجودی پیدا میکرد. اهل قزوین بودن نیز یعنی ادامه قزوین شدن و قزوین ادامه وجود ما شدن؛ نوعی آمیختگی وجودی که در آن، تمام وجود فرد از چیزی که با آن انس گرفته، باخبر میشود.
وی تصریح کرد: این اهلیت در اثر انس، مبارزه و تربیت به وجود میآید و نتیجه آن، رسیدن به یقینی است که از جنس حس و دانش سطحی نیست.
از پیشبینی سیل تا اعتماد خلیفه عباسی؛ علم در برابر اهلیت
این پژوهشگر در ادامه با ذکر مثالهایی، به تفاوت «اهلیت» با «دانش» پرداخت و گفت: در سیل سال ۱۳۹۸، رئیس سازمان هواشناسی در مجلس توضیح داد که علم هواشناسی قادر به پیشبینی قطعی سیل در شرایط زمستانی نیست، زیرا تعداد متغیرها بسیار بالاست. این در حالی است که کتاب «ارشاد الزراعی» نوشته شده در اواخر دوره تیموری، حدود ۶۰۰ سال پیش، بر اساس نشانهها و دانش بومی، وقوع سیل در سال ۹۸ را پیشبینی کرده بود.
بهشتی همچنین به روایتی از ابوریحان بیرونی و یک آسیابان اشاره کرد و گفت: ابوریحان با همه دانش خود در علوم طبیعی، نتوانست بارش باران را پیشبینی کند، اما آسیابان با اتکا به شناختی که از محیط و حتی رفتار سگش داشت، از آمدن باران مطلع شد. این همان «اهلیت» است؛ دانشی که محصول تجربه زیسته و انس دیرینه با یک سرزمین مشخص است.
وی در مثالی دیگر به مکاتبات یک حاکم با خلیفه عباسی اشاره کرد و افزود: هنگامی که حاکم شهری در حاشیه دجله خواست پلی بنا کند، خلیفه به رغم اصرار او، ساخت پل را بیفایده دانست. اعتماد خلیفه نه به دانش آکادمیک، که به «اهلیت» و شناخت انباشته شده ساکنان آن منطقه از رفتار رودخانه بود. پل ساخته شد و دو سال بعد فرو ریخت.
سرزمین بیقرار و ساز از کوک خارج شده
این ایرانشناس با بیان اینکه سرزمین ایران ذاتاً سرزمینی «بیقرار» و پویاست، یادآور شد: نیاکان ما در طول هزاران سال، معادلات بسیار پیچیده زیستی این سرزمین را حل و فصل کرده و آن را به سنتها، آیینها، روایتها و «اوقات» مشخصی تبدیل کرده بودند. آنها زمان را نه بر اساس تقویمی اعتباری که مبتنی بر «وقت» میفهمیدند؛ وقتی که باعث آبادانی و ماندگاری میشود، در مقابل زمان تقویمی که به پیری و تباهی میانجامد.
بهشتی با هشدار نسبت به گسست از این میراث گفت: ما در دورانی دچار بیاعتمادی به فرهنگ و اهلیت خود شدهایم؛ آن را مسخره و تحقیر میکنیم و هر آنچه را که سر در نمیآوریم، به راحتی دور میریزیم. این وضعیت مانند سازی است که از کوک خارج شده باشد.
وی با نگاهی به تاریخ معماری و هنر ایران تأکید کرد: تا پیش از دهه ۳۰ شمسی، ساختن بنای زشت و غلط در این سرزمین تقریباً ناممکن بود، چرا که اهلیت به طور کامل مستقر بود. اما از اواخر دهه ۳۰ از کوک خارج شدیم و اکنون یافتن بنایی که نشان از آن هارمونی داشته باشد، دشوار است.
بازگشت به اهلیت، راه سعادت و رفع سوءتفاهم جهانی
این پژوهشگر در پایان، بزرگترین ثروت قزوین را «قزوین بودن» و بزرگترین ثروت قزوینیها را «قزوین بودنشان» معرفی کرد و گفت: سعادتمندی ما در گرو آن است که دوباره به اهلیت خود رجوع کنیم و ساز وجودمان را با کمک آن دسته از اعضای جامعه که هنوز «گوش کوک» دارند، مجدداً تنظیم کنیم.
بهشتی با اشاره به نقش تاریخی ایرانیان در تمدن جهانی خاطرنشان کرد: اگر حال ما خوب شود، نه تنها خود به سعادت میرسیم، که جهان نیز از آن بهرهمند خواهد شد. این سوءتفاهم که ایرانی قوی، خطری برای دیگران است، ناشی از قیاس به نفس دیگران است، حال آنکه تاریخ نشان میدهد ایرانیان همواره حامل فرهنگ، دین و دانش بودهاند.
او تأکید کرد: بیایید زودتر سازمان کوک خود را راه بیندازیم و اهلیت را دوباره در خود بیدار کنیم.
نظرات کاربران