به گزارش خبرنگار مهر، دوم اردیبهشتماه روز زمین پاک است؛ روزی که توجهمان را به دو مسئله میتواند بیشتر جلب کند. یکی «زمین» و دیگری «پاکبودن زمین» است. شاید به نظر بیاید که زمینِ پاک یک موضوع عادی است و نیاز به توجه خاصی ندارد؛ اما ما واقعا یادمان رفته کجا زندگی میکنیم و زمین چیست. حتی یادمان رفته که پاکی زمین چه فوایدی دارد. کتابها تألیف و ترجمه میشوند تا هم به کودکان بیاموزند که زمین چیست و زمین پاک چه فوایدی دارد و هم به ما یادآوری میکنند که وظایفمان در قبال زمینی که خداوند به ما نعمت داده است، چیست؟
کتاب «مراقب زمین باش!» یکی از آثاری است که به کودکان اهمیت پاک و تمیز بودن زمین و محیط زیست و طبیعت و فواید آن را نشان میدهد. این اثر را ناتان برایون نوشته، داپو آدِولا تصویرگری کرده و شیما حسینی برای کودکان فارسیزبان ترجمه کرده است. انتشارات مهرسا با چاپ این اثر تلاش کرده است کودکان چهار تا هشت سال را با مسائل محیط زیستی آشنا و توجه آنها را به اطرافشان بیشتر جلب کند.
این کتاب درباره دختربچهای است که به همراه مادر و برادرش به سفر میروند تا مادربزرگ و پدربزرگشان را ببینند. آنها در جامائیکا زندگی میکنند و در زمینه نگهداری از حیوانات و کمک به حفظ محیط زیست فعالیت میکنند. آنها تور گردشگری برگزار میکنند تا مردم بتوانند نهنگها را ببینند اما مدتی است که نهنگی در دریا دیده نمیشود: به علت آلودگی دریا.
کودک داستان با رفتن به ساحل و پیداکردن یک بچهلاکپشت گیرافتاده در پلاستیک، متوجه شرایط بدی میشود که مادربزرگ و پدربزرگ برایش گفتهاند. پدربزرگ به او میگوید که «موشکجان، پلاستیک دارد این جزیره را نابود میکند.» کودک تصمیم میگیرد منفعل نباشد و کاری کند تا هرچند کم اما وضعیت جزیره و کثیفی محیط زیست آنجا بهبود پیدا کند. چطور؟ در کتاب با راههایی که این کودک امتحان میکند و همچنین راهحلهای دیگری که در انتهای کتاب به مخاطب معرفی میشود، آشنا میشوید.
کتاب «مراقب زمین باش!»، اثری است که در 32 صفحه مصور رنگی منتشر شده و به علت داشتن تصاویر بزرگ و پر از جزئیات، کودکان را به خواندن و دیدن مطالب کتاب ترغیب میکند. والدین و مربیان و معلمان میتوانند برای آموزش مسائل محیط زیستی بهویژه مسئله زمینِ پاک و اهمیت آن، از این اثر بهره برده و با صحبت با کودکان و انجام راهحلهای درجشده در کتاب در قالب بازی و سرگرمی، آنها را در قبال زمینی که در آن زندگی میکنند، مسئول و دغدغهمند تربیت کنند.
در بخشی از متن این کتاب میخوانیم:
من و مامان یک قلعه شنی خیلی خیلی بزرگ میسازیم!
داداش جمال اینقدر سرش به گوشی گرم است که وقت ندارد به ما کمک کند…
وای نه! موجها یک بچهلاکپشت فسقلی را آوردهاند تا ساحل. نگاه کن توی پلاستیک گیر افتاده!
لاکپشتکوچولو را آرام برمیدارم
و میبرمش پیش مامانبزرگ و بابابزرگ.
آنها بلدند چطوری این مشکل را حل کنند.
نظرات کاربران