در این میان، رنگ یکی از نخستین عناصری است که افراد هنگام ورود به یک فضای داخلی درک میکنند. رنگ میتواند محیط را آرام، پرنشاط، رسمی، صمیمی یا حتی خستهکننده نشان دهد. به همین دلیل، انتخاب رنگ در محیطهای آموزشی دیگر فقط یک موضوع سلیقهای یا تزئینی نیست، بلکه بخشی از طراحی موثر برای بهتر کردن تجربه یادگیری به شمار میآید.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم بسیاری از فضاهای آموزشی موجود، بهویژه در آموزش عالی، لزوما بر پایه نیازهای روانی و احساسی دانشجویان طراحی نشدهاند. در چنین شرایطی، ممکن است فضای آموزشی از نظر ظاهری قابل قبول باشد، اما نتواند حس تمرکز، تعامل اجتماعی یا انگیزه را در کاربران تقویت کند. از سوی دیگر، پژوهش درباره تأثیر رنگ همیشه ساده نیست، زیرا احساس افراد نسبت به رنگها میتواند پیچیده و چندبعدی باشد. به همین دلیل، استفاده از ابزارهایی که شرایط نزدیکتری به تجربه واقعی فراهم کنند، اهمیت پیدا میکند.
فناوری واقعیت مجازی یکی از همین ابزارهاست که امکان شبیهسازی محیط را در شرایط کنترلشده فراهم میکند و به پژوهشگران اجازه میدهد واکنش افراد را دقیقتر بررسی کنند. چنین رویکردی میتواند به طراحی علمیتر و دقیقتر فضاهای آموزشی کمک کند.
در این رابطه، سیاوش کاتبی، پژوهشگر دانشکده معماری دانشگاه شیراز، به همراه دو همکار همدانشگاهی خود، پژوهشی درباره ترجیح رنگ در فضاهای آموزشی و بهطور مشخص در کارگاه طراحی معماری انجام دادهاند. این پژوهش بر این موضوع تمرکز داشته که دانشجویان معماری در یک محیط آموزشی شبیهسازیشده، چه واکنشی به رنگهای مختلف نشان میدهند و کدام رنگها از نظر آنها برای چنین فضایی مناسبتر به نظر میرسند.
روش انجام این پژوهش به این صورت بود که ۳۰ دانشجوی معماری با استفاده از هدست واقعیت مجازی، وارد فضاهای آموزشی شبیهسازیشده با رنگهای متفاوت شدند. سپس از آنان خواسته شد ادراک و احساس خود را نسبت به این فضاها ثبت کنند. برای این کار از پرسشنامه «تفاضل معنایی» استفاده شد؛ ابزاری که به کمک آن افراد میتوانند احساس خود را درباره ویژگیهایی مانند شفافیت، نشاط، پویایی یا صمیمیت بیان کنند.
پس از جمعآوری دادهها، پژوهشگران نتایج را با روشهای خاص تحلیل کردند تا مشخص شود تفاوت میان واکنشها نسبت به رنگهای مختلف، از نظر آماری معنادار است یا نه. این روش به پژوهشگران کمک کرد تا به جای تکیه صرف بر نظرهای کلی و مستقیم، تجربهای نزدیکتر به حضور واقعی در محیط را بررسی کنند.
نتایج این مطالعه نشان دادند که برخی رنگها در مقایسه با وضعیت رنگی موجود، برای دانشجویان مطلوبتر بودهاند. بهطور مشخص، رنگهای بنفش، آبی و زرد بیش از دیگر گزینهها ترجیح داده شدند و بیشتر با ویژگیهایی مانند شفافیت، نشاط، پویایی، هماهنگی، صمیمیت و دعوتکنندگی همراه بودند. این موضوع نشان میدهد که انتخاب رنگ مناسب میتواند در شکلگیری حس مثبت نسبت به فضای آموزشی نقش مهمی داشته باشد.
در مقابل، برخی رنگها واکنشهای کموبیش منفیتری ایجاد کردند. برای نمونه، قرمز و مشکی بیشتر با حس رسمیت زیاد، خشونت ادراکی، تنش یا نوعی سنگینی فضا همراه بودند. در بخش تکمیلی نتایج نیز آمده است که سبز از نظر ایجاد تعادل، طراوت و امنیت ذهنی بازخورد مثبتی دریافت کرده و توانسته حس دعوتکنندگی و کاهش تنش را تقویت کند. بر این اساس، پژوهشگران تأکید کردهاند که رنگ در فضای آموزشی فقط یک عامل ظاهری نیست، بلکه میتواند بر ادراک فضایی، انگیزش و تعامل اجتماعی دانشجویان اثر بگذارد.
اهمیت این یافتهها که در «فصلنامه مطالعات در دنیای رنگ» متعلق به پژوهشگاه رنگ و انجمن علمی رنگ ایران منتشر شدهاند، در آن است که میتوانند به معماران و طراحان داخلی برای تصمیمگیری آگاهانهتر کمک کنند. بر پایه این پژوهش، رنگهایی مانند بنفش، زرد، سبز و آبی برای فضاهای خلاقانه، مشارکتی و تعاملی مناسبتر به نظر میرسند، زیرا میتوانند هم احساس بهتری در کاربران ایجاد کنند و هم کیفیت حضور در محیط را افزایش دهند.
در مقابل، رنگهای تیره یا تنشزا بهتر است فقط بهصورت محدود و در بخشهای تأکیدی به کار روند، نه بهعنوان رنگ غالب فضا. این نکته بهویژه در کارگاههای آموزشی و فضاهایی که نیازمند تمرکز، ارتباط و خلاقیت هستند، اهمیت زیادی دارد.
نکته مهم دیگر در این مطالعه، استفاده از واقعیت مجازی بهعنوان ابزار پژوهش است. این فناوری به پژوهشگران اجازه داده است محیطی نزدیک به واقعیت بسازند و واکنش شناختی و احساسی دانشجویان را در شرایطی کنترلشده بررسی کنند. چنین رویکردی در مقایسه با نظرسنجیهای معمولی، میتواند دادههایی دقیقتر و کاربردیتر برای طراحی فضاهای آموزشی فراهم کند.
همچنین این شیوه میتواند از تصمیمهای نادرست و پرهزینه در مرحله اجرا جلوگیری کند، زیرا طراحان میتوانند پیش از نهایی کردن طرح، اثر رنگهای مختلف را در یک محیط شبیهسازیشده ارزیابی کنند. در مجموع، این پژوهش بر ضرورت طراحی دادهمحور و توجه جدی به ابعاد روانی رنگ در محیطهای یادگیری تأکید دارد.
نظرات کاربران