ستاره بهداشت
0

طلاق؛ پایان پیمان همسری و استمرار تعهد والدینی

طلاق؛ پایان پیمان همسری و استمرار تعهد والدینی
بازدید 2
طلاق؛ پایان پیمان همسری و استمرار تعهد والدینی

به گزارش میگنا رسانه اول روانشناسی و تاب آوری ایران جدایی و طلاق در مسیر زندگی مشترک، یکی از بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین تحولات ساختار خانواده به شمار می‌رود. این رویداد، اگرچه پایان‌بخش یک پیمان حقوقی و عاطفی میان دو بزرگسال است، به معنای فروپاشی کامل نظام خانواده نیست. در واقع، طلاق مرز میان دو نقش کاملاً متفاوت را ترسیم می‌کند: نقش همسری و نقش والدینی. بسیاری از زوج‌ها هنگام مواجهه با بحران جدایی، این دو قلمرو مجزا را با یکدیگر پیوند می‌زنند و گمان می‌برند که با اتمام رابطه زناشویی، مسئولیت‌های خانوادگی نیز به پایان می‌رسد. این یک تصور نادرست است که می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به سلامت روان فرزندان و ساختار آینده جامعه وارد کند. درک درست این موضوع که طلاق تنها به معنای پایان نقش همسری است و تعهد والدینی را خاتمه نمی‌دهد، نخستین گام در مسیر بازسازی تاب‌آوری خانوادگی و اجتماعی است. در این مسیر، بازتعریف هویت‌ها و مسئولیت‌ها نقشی حیاتی در حفظ تعادل روانی اعضای خانواده ایفا می‌کند.

به بیان دکتر منیربیگلربیگی رواننشاس و مشاور خانواده طلاق پایان همسری است نه والدینی. پس از جدایی دیگر همسر نیستیم، اما مسئولیت و نقش پدر یا مادر بودن همیشه ادامه دارد.

عقد همسری یک قرارداد دوجانبه است که بر پایه انتخاب، عاطفه، اهداف مشترک و تفاهم میان دو انسان شکل می‌گیرد. این رابطه به دلیل تغییرات در اولویت‌ها، از بین رفتن صمیمیت یا عدم تفاهم پایدار می‌تواند پایان یابد. قوانین جامعه و اصول اخلاقی نیز سازوکارهایی را برای پایان دادن به این تعهد مشترک در نظر گرفته‌اند. در مقابل، رابطه والدینی یک پیوند وجودی، بیولوژیکی و عاطفی عمیق است که با تولد فرزند آغاز می‌شود و هیچ نیروی قانونی یا تصمیم شخصی نمی‌تواند آن را ابطال کند. پدر یا مادر بودن یک ویژگی ابدی است. وقتی فرزندی پا به جهان می‌گذارد، والدین متعهد به مراقبت، تربیت و هدایت او می‌شوند. این مسئولیت فراتر از وضعیت رابطه عاطفی میان بزرگسالان است. فرزندان برای رشد متوازن خود به حضور، حمایت و هدایت هر دو والد نیاز دارند و این نیاز با امضای سند طلاق از بین نمی‌رود. از این رو، جدایی فیزیکی زن و مرد نباید به جدایی عاطفی و تربیتی آن‌ها از فرزندان منجر شود.

تاب‌آوری خانوادگی به ما می‌آموزد که سیستم‌ها پس از تجربه بحران‌ها و گسست‌ها باید خود را بازسازی کنند و به تعادل جدیدی دست یابند. در مسیر تاب‌آوری سازمانی و خانوادگی، تغییر در ساختار به معنای نابودی کل سیستم نیست. خانواده پس از طلاق از شکل سنتی خود خارج شده و به یک خانواده تک‌والدی یا خانواده با دو کانون مجزا تبدیل می‌شود. در این فضای جدید، هویت فرهنگی و پیوندهای عاطفی فرزندان باید حفظ شود تا از فروریختن پایه‌های هویتی آنان جلوگیری به عمل آید. حفظ نقش والدینی پس از طلاق، مانعی بزرگ در برابر انحرافات اجتماعی و آسیب‌هایی همچون گرایش به اعتیاد یا رفتارهای پرخطر در نسل آینده است. فرزندانی که حس کنند علیرغم جدایی والدین، هنوز از حمایت بی‌دریغ، عشق و نظارت هدایت‌گر هر دو والد برخوردارند، از امنیت روانی بالاتری بهره‌مند می‌شوند. این امنیت روانی، ظرفیت پایداری و تاب‌آوری آنان را در مواجهه با چالش‌های بزرگ زندگی تقویت می‌کند و مانع از سرخوردگی‌های عمیق اجتماعی می‌گردد.

برای تحقق این هدف، والدین باید یاد بگیرند که احساسات شخصی و خصومت‌های ناشی از پایان رابطه همسری را از وظایف والدینی خود تفکیک کنند. این تفکیک نیازمند بلوغ عاطفی و خودآگاهی عمیق است. پدر و مادر باید بتوانند در فضایی محترمانه و به دور از تنش، درباره مسائل مربوط به تحصیل، تربیت، سلامت و آینده فرزندان با یکدیگر گفتگو کنند. توافق بر سر شیوه‌های تربیتی مشترک و پرهیز از بدگویی درباره طرف مقابل در حضور فرزند، از مهم‌ترین اصولی است که باید رعایت شود. وقتی فرزندان می‌بینند که پدر و مادرشان علیرغم زندگی در خانه‌های جداگانه، همچنان در تصمیم‌گیری‌های مهم مربوط به آن‌ها با هم همکاری می‌کنند، تصویری سالم از مسئولیت‌پذیری و انعطاف‌پذیری را الگوبرداری می‌کنند. این رفتار به فرزندان می‌آموزد که بحران‌ها می‌توانند مدیریت شوند و روابط انسانی حتی پس از دگرگونی‌های بزرگ، می‌توانند محترمانه و کارآمد باقی بمانند.

جامعه‌شناسان و پژوهشگران حوزه خانواده همواره تاکید می‌کنند که ریشه بسیاری از آسیب‌های رفتاری در نوجوانان، احساس رهاشدگی پس از طلاق والدین است. هنگامی که یکی از والدین یا هر دوی آن‌ها پس از جدایی، نقش خود را کمرنگ می‌کنند یا به طور کامل از صحنه زندگی فرزند حذف می‌شوند، بحران هویتی شدیدی رخ می‌دهد. این خلأ عاطفی و نظارتی، زمینه‌ساز گرایش به رفتارهای مخرب و پناه بردن به گروه‌های همسالان نامناسب می‌شود. در چارچوب برنامه‌های تقویت تاب‌آوری مبتنی بر هویت فرهنگی، تاکید ویژه‌ای بر حفظ و تقویت ارکان خانواده وجود دارد. خانواده حتی در شکل بازتعریف‌شده خود پس از طلاق، باید کارکرد حمایتی خود را حفظ کند. پدری که وظایف خود را به پرداخت نفقه‌ محدود نمی‌کند و مادری که به واسطه خشم از همسر سابق، مانع ارتباط فرزند با پدر نمی‌شود، هر دو به حفظ سلامت روانی فرزند و به تبع آن، سلامت کل جامعه کمک می‌کنند.

یکی از چالش‌های بزرگ در دوران پس از طلاق، مدیریت مرزهای ارتباطی است. والدین باید بدانند که فرزندان هرگز نباید به عنوان ابزاری برای تلافی، انتقال پیام‌های خصمانه یا جاسوسی از زندگی جدید طرف مقابل مورد استفاده قرار گیرند. این نوع رفتارها فشار روانی مضاعفی بر دوش کودک یا نوجوان قرار می‌دهد و او را دچار وفاداری دوگانه و عذاب وجدان می‌کند. کودک در این وضعیت احساس می‌کند که دوست داشتن یکی از والدین به معنای خیانت به دیگری است. این تعارض درونی، پایه‌های عزت نفس کودک را تخریب می‌کند. در مقابل، وظیفه والدین ایجاد فضایی است که در آن فرزند آزادانه و بدون ترس از قضاوت، بتواند به هر دو والد خود عشق بورزد و با هر دوی آن‌ها رابطه صمیمانه برقرار کند. این استقلال عاطفی فرزند، نشانه موفقیت والدین در تفکیک نقش همسری از نقش والدینی است.

گذار از بحران طلاق و ورود به مرحله هم‌والدینی موفق، نیازمند پذیرش این واقعیت است که گرچه پیوند زناشویی خاتمه یافته، اما پروژه مشترک پرورش فرزندان تا پایان عمر ادامه دارد. این وظیفه مستلزم ایجاد مرزهای جدید و تعریف مجدد ارتباطات است. ارتباط والدین پس از طلاق دیگر نمی‌تواند بر پایه انتظارات عاطفی همسرانه استوار باشد، و در عوض باید بر اساس یک همکاری کاری و حرفه‌ای برای مدیریت امور فرزندان تنظیم شود. این تغییر رویکرد به معنای نادیده گرفتن دردهای ناشی از طلاق نیست، و در حقیقت به معنای اولویت دادن به نیازهای رشد فرزندان بر خواسته‌های شخصی است. با اتخاذ این دیدگاه، والدین می‌توانند محیطی امن و پیش‌بینی‌پذیر برای فرزندان خود فراهم کنند که در آن، تغییر در محل زندگی به معنای از دست دادن عشق و حمایت والدین تعبیر نشود.

هویت فرهنگی ما ایرانیان پیوند عمیقی با مفاهیم خانواده، مسئولیت و فداکاری دارد. در کتاب‌های مرتبط با مسیر تاب‌آوری سازمانی و خانوادگی، به وضوح بر این نکته پافشاری می‌شود که پایداری یک سیستم در گرو حفظ انسجام درونی و ایفای نقش‌های کلیدی اعضای آن در زمان وقوع تغییرات ناگهانی است. والدینی که پس از جدایی، همچنان متعهدانه در کنار فرزند خود می‌مانند، در واقع فرهنگ مسئولیت‌پذیری را در وجود او نهادینه می‌کنند. این کودکان در آینده یاد می‌گیرند که در مواجهه با شکست‌های زندگی، تسلیم نشوند و به جای رها کردن مسئولیت‌ها، به بازسازی شرایط بپردازند. این همان جوهره تاب‌آوری است که از نسل امروز به نسل فردا منتقل می‌شود و جامعه را در برابر ناملایمات واکسینه می‌کند.

در نهایت و جمع بندی پایانی، پذیرش اینکه طلاق پایان همسری است و پایان والدینی نیست، نیازمند تغییر در نگرش عمومی جامعه نیز هست. رسانه‌ها، نهادهای آموزشی و مشاوران خانواده باید با ترویج این مفهوم، به کاهش انگ‌های اجتماعی پیرامون طلاق کمک کنند و به جای تمرکز صرف بر پیشگیری از طلاق، به آموزش مهارت‌های زندگی پس از طلاق و هم‌والدینی موفق بپردازند. وقتی جامعه بپذیرد که یک خانواده طلاق‌گرفته همچنان می‌تواند با همکاری والدین، محیطی سالم برای رشد فرزندان فراهم کند، از فشار روانی روی این خانواده‌ها کاسته می‌شود و راه برای پذیرش نقش‌های جدید هموارتر می‌گردد.

طلاق پایان یک فصل از کتاب زندگی مشترک است، و پایان کل داستان زندگی خانوادگی نیست. ما پس از جدایی دیگر در کنار یکدیگر به عنوان همسر زندگی نمی‌کنیم، اما مسئولیت مقدس و همیشگی ما به عنوان پدر و مادر همچنان پابرجاست. با پذیرش این حقیقت عمیق و تفکیک هوشمندانه نقش‌ها، می‌توانیم از بروز بحران‌های هویتی و رفتاری در فرزندان خود جلوگیری کنیم و جامعه‌ای تاب‌آورتر، سالم‌تر و مسئولیت‌پذیرتر بنا کنیم. تعهد به نقش والدینی پس از طلاق، بزرگ‌ترین هدیه‌ای است که والدین می‌توانند در بحرانی‌ترین شرایط به فرزندان خود تقدیم کنند تا آنها با گام‌هایی استوار و هویتی مستحکم به سمت آینده حرکت کنند.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × دو =

مطالعه بیشتر