ستاره بهداشت
0

نکات روان‌شناختی و تربیتی برای دانش‌آموزان کلاس اولی در آغاز سال تحصیلی؛ راهنمایی برای معلمان و والدین

نکات روان‌شناختی و تربیتی برای دانش‌آموزان کلاس اولی در آغاز سال تحصیلی؛ راهنمایی برای معلمان و والدین
بازدید 2
نکات روان‌شناختی و تربیتی برای دانش‌آموزان کلاس اولی در آغاز سال تحصیلی؛ راهنمایی برای معلمان و والدین
آغاز سال تحصیلی و ورود به کلاس اول دبستان، یکی از مهم‌ترین تجربه‌های دوران کودکی است. برای بسیاری از کودکان، اول مهر فقط شروع مدرسه نیست؛ بلکه ورود به محیطی تازه با قوانین، معلم، همکلاسی‌ها، برنامه روزانه و مسئولیت‌های جدید است. 

به گزارش میگنا کودکی که وارد کلاس اول می‌شود، معمولاً با مجموعه‌ای از تغییرات جدید روبه‌رو است. او باید برای مدت مشخصی از والدین جدا شود، در محیطی گروهی قرار بگیرد، قوانین کلاس را رعایت کند، به صحبت‌های معلم توجه کند، تکالیف انجام دهد و به تدریج مسئولیت بیشتری در قبال وسایل و فعالیت‌های خود بپذیرد.

نحوه برخورد والدین و معلمان در این دوره می‌تواند نقش مهمی در سازگاری کودک با مدرسه، کاهش اضطراب جدایی، افزایش اعتمادبه‌نفس و شکل‌گیری نگرش مثبت نسبت به یادگیری داشته باشد.

در این مطلب، مهم‌ترین نکات روان‌شناختی و تربیتی برای دانش‌آموزان کلاس اولی را بررسی می‌کنیم.

 

چکیده
ورود به پایه اول ابتدایی یکی از مهم‌ترین مراحل تحول در زندگی کودک است؛ زیرا کودک از محیط نسبتاً آشنای خانواده و پیش‌دبستانی وارد نظامی سازمان‌یافته‌تر با قوانین، انتظارات، روابط اجتماعی و مسئولیت‌های جدید می‌شود. نخستین روزهای مدرسه می‌تواند با احساساتی همچون هیجان، کنجکاوی، شادی، ترس، خجالت،اضطراب یا دلتنگی برای والدین همراه باشد.

این تغییرات برای برخی کودکان آسان و برای برخی دیگر دشوارتر است. بنابراین نباید انتظار داشت همه دانش‌آموزان در یک زمان و با یک سرعت با مدرسه سازگار شوند.

نحوه مواجهه والدین و معلمان با این دوره، نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش کودک نسبت به مدرسه، یادگیری، معلم و توانایی‌های فردی خود دارد.

مقدمه
آغاز مدرسه برای کودک صرفاً شروع یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضی نیست؛ بلکه ورود به یک مرحله اجتماعی و روان‌شناختی جدید است. کودک کلاس اولی باید در مدت نسبتاً کوتاهی با محیطی تازه، معلمی جدید، گروهی از همسالان، قوانین کلاس، برنامه زمانی مشخص و انتظارات آموزشی متفاوت سازگار شود. به همین دلیل، موفقیت کودک در این مرحله را نمی‌توان فقط با میزان یادگیری محتوای درسی سنجید.

برخی کودکان با اشتیاق وارد مدرسه می‌شوند و به‌سرعت با محیط جدید ارتباط برقرار می‌کنند؛ در حالی که برخی دیگر ممکن است گریه کنند، از جدا شدن از والدین بترسند، در کلاس کم‌حرف باشند، از رفتن به مدرسه اجتناب کنند یا در روزهای نخست نشانه‌هایی مانند دل‌درد و سردرد نشان دهند.

این واکنش‌ها لزوماً نشانه مشکل جدی نیستند و در بسیاری از موارد بخشی از فرایند سازگاری با محیط جدید محسوب می‌شوند. از این منظر، خانواده و مدرسه باید به جای تمرکز افراطی بر عملکرد تحصیلی، در هفته‌های نخست بر ایجاد احساس امنیت، اعتماد و تعلق تمرکز کنند. کودک زمانی آمادگی بیشتری برای یادگیری دارد که احساس کند محیط مدرسه قابل پیش‌بینی، حمایت‌کننده و عاری از تهدید است.

۱. ایجاد احساس امنیت روانی
نخستین نیاز کودک در شروع مدرسه، احساس امنیت است. کودک باید بداند چه اتفاقی قرار است برای او بیفتد، چه زمانی والدین او را می‌رسانند، چه زمانی به دنبالش می‌آیند، معلم چه کسی است و در صورت نیاز از چه فردی می‌تواند کمک بگیرد. والدین بهتر است پیش از آغاز مدرسه درباره اتفاقات روزمره مدرسه با زبان ساده و مثبت صحبت کنند. با این حال، نباید مدرسه را بیش از حد ایده‌آل و بدون هیچ دشواری توصیف کرد. بیان جملاتی مانند «اصلاً نترس، هیچ اتفاقی نمی‌افتد» ممکن است احساس واقعی کودک را نادیده بگیرد. مناسب‌تر است گفته شود: «ممکن است روز اول کمی دلتنگ شوی؛ اگر این احساس را داشتی، می‌توانی با معلمت صحبت کنی و بعد از پایان مدرسه دوباره همدیگر را می‌بینیم.» معلم نیز باید در نخستین روزها محیط کلاس را قابل پیش‌بینی کند. توضیح ساده قوانین، برنامه روزانه، محل وسایل و شیوه درخواست کمک، اضطراب ناشی از ناشناخته بودن محیط را کاهش می‌دهد.

۲. مدیریت اضطراب جدایی
اضطراب جدایی در برخی کودکان هنگام ورود به مدرسه مشاهده می‌شود. گریه هنگام خداحافظی، چسبیدن به والدین، امتناع از ورود به کلاس یا نگرانی درباره بازگشت والدین از جمله واکنش‌های احتمالی هستند.

والدین باید بدانند که بروز مقداری نگرانی در شروع یک تجربه جدید لزوماً غیرطبیعی نیست. برخورد والدین با این احساسات اهمیت زیادی دارد.

 

نکات روان‌شناختی و تربیتی برای دانش‌آموزان کلاس اولی در آغاز سال تحصیلی؛ راهنمایی برای معلمان و والدین
والدین باید هنگام جدایی، رفتاری آرام، کوتاه و مطمئن داشته باشند. طولانی کردن خداحافظی، بازگشت مکرر به

کلاس یا نشان دادن اضطراب شدید ممکن است جدا شدن را دشوارتر کند. بهتر است یک الگوی ثابت برای خداحافظی ایجاد شود؛ برای مثال، بغل کردن کودک، گفتن یک جمله اطمینان‌بخش و ترک مدرسه در زمان توافق‌شده. در عین حال، نباید گریه یا ترس کودک با عباراتی مانند «بچه بزرگ که گریه نمی‌کند» یا «خجالت بکش» سرزنش شود.

پذیرش احساس کودک به معنای تأیید ترس او نیست؛ بلکه به او کمک می‌کند احساس خود را بشناسد و به تدریج مدیریت کند.

بهتر است هنگام خداحافظی:
با آرامش و اطمینان با کودک صحبت کنید.
خداحافظی را بیش از حد طولانی نکنید.
به کودک اطمینان دهید که در زمان مشخص به دنبال او خواهید آمد.
از تهدید، سرزنش یا تمسخر کودک خودداری کنید.
به جای گفتن «نباید بترسی»، احساس او را بپذیرید و بگویید: «می‌دانم ممکن است روزهای اول کمی سخت باشد، اما کم‌کم به مدرسه عادت می‌کنی.»

اگر اضطراب کودک شدید، طولانی یا مختل‌کننده حضور او در مدرسه باشد، بهتر است موضوع با مشاور مدرسه یا روان‌شناس کودک بررسی شود.

۳. ایجاد رابطه مثبت میان معلم و دانش‌آموز
معلم کلاس اول برای کودک فقط ارائه‌دهنده محتوای آموزشی نیست، بلکه یکی از چهره‌های مهم و تأثیرگذار در تجربه نخستین سال مدرسه محسوب می‌شود. لحن صدا، نحوه خطاب کردن کودک، واکنش به اشتباهات و میزان توجه عاطفی معلم می‌تواند بر نگرش کودک نسبت به مدرسه تأثیر بگذارد. در روزهای نخست، بهتر است معلم تلاش کند نام دانش‌آموزان را سریع‌تر یاد بگیرد، به علایق آنان توجه نشان دهد و فرصت‌های کوتاه و ساده‌ای برای گفت‌وگو فراهم کند. فعالیت‌های مشارکتی، بازی‌های آموزشی و معرفی خود و اعضای کلاس نیز می‌تواند به شکل‌گیری حس تعلق کمک کند. مهم است که اشتباهات کودک در یادگیری به عنوان بخشی طبیعی از فرایند یادگیری تلقی شوند. واکنش تحقیرآمیز به پاسخ اشتباه ممکن است کودک را از مشارکت در کلاس بازدارد و ترس از اشتباه را افزایش دهد.

۴. تقویت استقلال و مسئولیت‌پذیری
یکی از اهداف مهم تربیتی پایه اول، افزایش استقلال کودک است. کودک باید به تدریج یاد بگیرد وسایل خود را مدیریت کند، کیف مدرسه را مرتب نگه دارد، تکالیف خود را پیگیری کند، نیازهای ساده خود را بیان کند و در فعالیت‌های روزمره مدرسه مشارکت داشته باشد.

والدین گاهی از روی محبت، بخش زیادی از کارهای کودک را خودشان انجام می‌دهند. این رفتار ممکن است در کوتاه‌مدت کارها را آسان‌تر کند، اما فرصت تمرین استقلال را کاهش می‌دهد. بهتر است والدین به جای انجام کامل کار، نقش راهنما داشته باشند. برای مثال، به جای مرتب کردن کیف کودک، فهرستی ساده تهیه کنند و از او بخواهند با کمک آن کیف خود را آماده کند. هدف، مستقل شدن تدریجی کودک است، نه رها کردن او بدون حمایت.

یکی از خطاهای تربیتی رایج، مقایسه کودک با همکلاسی‌ها، خواهر و برادر یا دوستان است. جمله‌هایی مانند «ببین دوستت چقدر خوب می‌خواند» یا «چرا تو مثل فلانی نیستی؟» ممکن است اعتمادبه‌نفس کودک را کاهش دهد.

بهتر است معیار اصلی، پیشرفت خود کودک باشد. به جای اینکه بگوییم: «چرا هنوز نمی‌توانی مثل بقیه بخوانی؟» می‌توان گفت: «امروز نسبت به هفته قبل چند کلمه جدید یاد گرفته‌ای؛ بیا با هم تمرین کنیم.»
این نوع بازخورد، تلاش و فرایند یادگیری را برجسته می‌کند.

۵. پرهیز از مقایسه کودکان
کودکان از نظر سرعت یادگیری، مهارت‌های زبانی، توجه، هماهنگی حرکتی، تعامل اجتماعی و ویژگی‌های شخصیتی با یکدیگر متفاوت‌اند. بنابراین مقایسه کودک با خواهر، برادر، همکلاسی یا فرزند دوستان می‌تواند پیامدهای منفی داشته باشد. جملاتی مانند «ببین دوستت چقدر خوب می‌خواند» یا «همکلاسی‌ات از تو جلوتر است» ممکن است به جای ایجاد انگیزه، احساس ناتوانی و کاهش اعتمادبه‌نفس را در کودک ایجاد کند. ارزیابی بهتر است بر پیشرفت خود کودک متمرکز باشد. پرسش مناسب این است که «امروز نسبت به هفته قبل چه چیزی را بهتر انجام می‌دهی؟» نه اینکه «چرا مثل فلانی نیستی؟»

۶. استفاده صحیح از تشویق
تشویق می‌تواند انگیزه کودک را افزایش دهد، اما کیفیت تشویق اهمیت زیادی دارد. تشویق مبهم مانند «تو باهوشی» اگر به شکل افراطی استفاده شود، لزوماً به ایجاد نگرش مناسب نسبت به یادگیری کمک نمی‌کند. بهتر است والدین و معلمان تلاش، پشتکار و راهبرد کودک را مورد توجه قرار دهند. برای نمونه، عباراتی مانند «دیدم چند بار تمرین کردی تا شکل درست حرف را بنویسی» یا «خودت تلاش

کردی وسایلت را مرتب کنی» اطلاعات مشخصی درباره رفتار مطلوب به کودک می‌دهند. همچنین نباید هر فعالیت کودک با جایزه مادی همراه شود. احساس موفقیت، توجه مثبت، فرصت انتخاب و بازخورد کلامی می‌توانند نقش مهمی در تقویت رفتارهای مطلوب داشته باشند.

۷. توجه به تفاوت‌های فردی
همه کودکان با سطح یکسانی از آمادگی وارد کلاس اول نمی‌شوند. برخی کودکان ممکن است در مهارت‌های زبانی قوی‌تر باشند و برخی در مهارت‌های حرکتی یا اجتماعی. همچنین تفاوت‌های شخصیتی باعث می‌شود بعضی کودکان سریع‌تر با گروه ارتباط برقرار کنند و برخی نیازمند زمان بیشتری باشند.

تفاوت‌های فردی کودکان در این مرحله اهمیت زیادی دارد. بعضی کودکان اجتماعی و پرحرف هستند و سریع با همکلاسی‌ها ارتباط برقرار می‌کنند؛ برخی دیگر محتاط‌ترند و برای برقراری ارتباط به زمان بیشتری نیاز دارند.

معلم باید از تبدیل این تفاوت‌ها به برچسب‌هایی مانند «ضعیف»، «تنبل»، «خجالتی» یا «بی‌دقت» خودداری کند. چنین برچسب‌هایی ممکن است به تصویر کودک از خودش آسیب بزند. به جای برچسب‌گذاری، بهتر است رفتار مشخص توصیف شود؛ برای مثال: «هنگام انجام این فعالیت، چند بار حواست پرت شد؛ بیا ببینیم چه چیزی می‌تواند به تمرکزت کمک کند.»

۸. ایجاد نظم و برنامه قابل پیش‌بینی
کودکان در آغاز مدرسه از داشتن برنامه منظم سود می‌برند. ساعت خواب و بیداری، زمان صرف صبحانه، آماده شدن برای مدرسه، انجام تکالیف، بازی و استراحت بهتر است تا حد امکان الگوی ثابتی داشته باشد. در کلاس نیز نمایش ساده برنامه روزانه می‌تواند مفید باشد. وقتی کودک بداند پس از فعالیت فعلی چه اتفاقی خواهد افتاد، احساس کنترل و پیش‌بینی‌پذیری بیشتری پیدا می‌کند. البته نظم نباید با سخت‌گیری افراطی اشتباه گرفته شود. قوانین باید محدود، روشن، قابل فهم و متناسب با سن کودک باشند.

۹. توجه به بازی و فعالیت بدنی
بازی همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای یادگیری و رشد در سال‌های نخست کودکی است. حتی پس از ورود به مدرسه، کودک به زمان کافی برای بازی، حرکت، تعامل با همسالان و فعالیت‌های خلاقانه نیاز دارد.
شروع مدرسه به معنای پایان دوران بازی نیست. بازی و فعالیت بدنی همچنان بخش مهمی از رشد کودک محسوب می‌شوند. والدین نباید تمام ساعات بعد از مدرسه را به تکلیف، کلاس‌های آموزشی و تمرین اختصاص دهند.

کودک پس از چند ساعت حضور در مدرسه به استراحت، بازی، تحرک و ارتباط با خانواده نیاز دارد. بازی‌های خانوادگی، نقاشی، داستان‌گویی، ساخت‌وساز، فعالیت‌های حرکتی و بازی با همسالان می‌توانند در کنار فعالیت‌های آموزشی، به رشد اجتماعی و عاطفی کودک کمک کنند.

والدین نباید تمام زمان پس از مدرسه را به کلاس‌های آموزشی و انجام تکالیف اختصاص دهند. خستگی بیش از حد می‌تواند بر خلق، توجه و انگیزه کودک اثر منفی بگذارد. در مدرسه نیز استفاده از بازی‌های آموزشی، فعالیت‌های حرکتی، نقاشی، داستان‌گویی، نمایش و فعالیت‌های گروهی می‌تواند فرایند یادگیری را برای کودک جذاب‌تر کند.

۱۰. همکاری مؤثر میان خانه و مدرسه
یکی از مهم‌ترین عوامل حمایت از کودک کلاس اولی، ارتباط مناسب والدین و معلم است. ارتباط خانه و مدرسه نباید فقط زمانی شکل بگیرد که مشکلی رخ داده است. والدین می‌توانند اطلاعات ضروری درباره عادات، علایق و ویژگی‌های کودک را با معلم در میان بگذارند و در مقابل، از معلم درباره سازگاری کودک با محیط کلاس بازخورد دریافت کنند. با این حال، بهتر است والدین از انتقال مداوم اضطراب یا نگرانی خود به کودک خودداری کنند. همچنین اختلاف نظر میان والدین و معلم نباید در حضور کودک به شکل تقابل و بی‌اعتمادی مطرح شود. در صورت وجود اختلاف، گفت‌وگوی مستقیم و محترمانه میان بزرگسالان راهکار مناسب‌تری است.

۱۱. نقش الگوی رفتاری والدین
کودکان بخش مهمی از رفتارهای خود را از مشاهده بزرگسالان می‌آموزند. اگر والدین درباره مدرسه با نگرانی شدید صحبت کنند، از معلم انتقاد مداوم داشته باشند یا مدرسه را محیطی سخت و تهدیدکننده معرفی کنند، ممکن است کودک نیز نگرش منفی پیدا کند. در مقابل، رفتار آرام و واقع‌بینانه والدین می‌تواند به کودک کمک کند مدرسه را به عنوان محیطی برای یادگیری، دوستی و تجربه‌های جدید بشناسد.

12. خواب کافی و تغذیه مناسب
خواب کافی یکی از عوامل مهم در عملکرد روزانه دانش‌آموز است. کمبود خواب می‌تواند با خستگی، کاهش توجه و تحریک‌پذیری همراه باشد. والدین بهتر است برنامه

خواب کودک را با ساعت مدرسه هماهنگ کنند و از ایجاد تغییرات شدید در برنامه خواب در روزهای مدرسه جلوگیری کنند. دانش آموزان باید حداکثر تا 10شب به رختخواب بروند و صبح ساعت6 بیدار شوند.
صبحانه نیز اهمیت زیادی دارد. کودک نباید روز تحصیلی خود را با گرسنگی و عجله آغاز کند. داشتن برنامه منظم برای صبح‌ها می‌تواند از تنش و استرس خانواده نیز کم کند.

روز اول مدرسه؛ چه نکاتی را والدین رعایت کنند؟
روز اول مدرسه برای کودک اهمیت عاطفی زیادی دارد. اضطراب والدین نیز ممکن است به کودک منتقل شود. بنابراین بهتر است والدین در این روز آرام، امیدوار و واقع‌بین باشند.

چند توصیه کاربردی برای روز اول مدرسه:
1. صبحانه مناسب و کافی برای کودک فراهم کنید.
2. زمان کافی برای آماده شدن در نظر بگیرید تا عجله و تنش ایجاد نشود.
3. از گفتن جملات تهدیدآمیز مانند «اگر شیطنت کنی…» خودداری کنید.
4. خداحافظی را کوتاه، صمیمانه و مطمئن انجام دهید.
5. در مقابل گریه کودک، او را سرزنش یا تحقیر نکنید.
6. پس از بازگشت کودک، درباره تجربه او با علاقه و بدون بازجویی صحبت کنید.
7. اجازه دهید کودک احساسات مثبت و منفی خود را بیان کند.

نقش معلم در سازگاری دانش‌آموز کلاس اول
معلم کلاس اول یکی از مهم‌ترین افراد در تجربه نخستین کودک از مدرسه است. نحوه ارتباط معلم با دانش‌آموزان می‌تواند بر احساس امنیت و تعلق آنها اثر بگذارد.

معلم بهتر است در هفته‌های نخست:
نام دانش‌آموزان را به‌تدریج یاد بگیرد و آنها را با نام صدا کند.
قوانین کلاس را کوتاه، روشن و قابل فهم توضیح دهد.
از تحقیر کودک به دلیل اشتباه یا گریه کردن خودداری کند.
برای مشارکت دانش‌آموزان فرصت‌های مختلف ایجاد کند.
به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان توجه داشته باشد.
تلاش و پیشرفت کودک را مورد توجه قرار دهد.
در فعالیت‌های آموزشی از بازی، داستان، نقاشی و فعالیت‌های گروهی استفاده کند.
برای دانش‌آموز کلاس اولی، اشتباه کردن بخشی طبیعی از یادگیری است.
اگر کودک احساس کند هر اشتباه با سرزنش همراه می‌شود، ممکن است از پاسخ دادن و مشارکت در کلاس اجتناب کند.

تکالیف مدرسه؛ از فشار بیش از حد خودداری کنیم
یکی از نگرانی‌های والدین پس از شروع کلاس اول، میزان و کیفیت تکالیف است. والدین بهتر است نقش حمایت‌کننده داشته باشند، نه اینکه تمام تکالیف را به جای کودک انجام دهند.

اگر کودک در انجام تکلیف مشکل دارد، ابتدا باید مشخص شود مشکل از خستگی، ناآشنایی با دستورالعمل، دشواری محتوا یا نیاز به تمرین بیشتر ناشی می‌شود.

تبدیل تکلیف به میدان تنش میان والدین و کودک می‌تواند نگرش منفی نسبت به یادگیری ایجاد کند. در صورت تکرار مشکل، بهتر است والدین موضوع را با معلم در میان بگذارند.

وقتی کودک می‌گوید «مدرسه را دوست ندارم»
گاهی کودک پس از چند روز یا چند هفته می‌گوید که مدرسه را دوست ندارد. واکنش مناسب، رد کردن فوری حرف کودک نیست.

والدین می‌توانند با پرسش‌های ساده علت را بررسی کنند:
«کدام قسمت مدرسه را دوست نداری؟»
«امروز چه اتفاقی افتاد؟»
«آیا چیزی در کلاس ناراحتت کرد؟»

گاهی دلیل، یک مسئله ساده مانند خستگی یا دشواری یک فعالیت است و گاهی ممکن است مسئله‌ای در رابطه با همسالان یا محیط مدرسه وجود داشته باشد.
بنابراین بهتر است والدین ابتدا گوش دهند و سپس درباره راه‌حل تصمیم بگیرند.

نتیجه‌گیری
ورود به کلاس اول یکی از مراحل مهم گذار در زندگی کودک است و کیفیت این تجربه می‌تواند بر نگرش او نسبت به مدرسه و یادگیری اثرگذار باشد. در این دوره، توجه صرف به پیشرفت تحصیلی کافی نیست؛ بلکه رشد عاطفی، اجتماعی و استقلال کودک نیز باید مورد توجه قرار گیرد. والدین و معلمان می‌توانند با ایجاد محیطی امن و قابل پیش‌بینی، پذیرش احساسات کودک، مدیریت مناسب اضطراب جدایی، پرهیز از مقایسه و برچسب‌گذاری، تقویت تلاش و استقلال، ایجاد نظم متناسب با سن و فراهم کردن فرصت بازی و تعامل اجتماعی، فرایند سازگاری کودک با مدرسه را تسهیل کنند.

نکته اساسی آن است که کودک کلاس اولی نباید مدرسه را صرفاً محیطی برای ارزیابی و نمره گرفتن تجربه کند. مدرسه می‌تواند برای او فضایی باشد که در آن احساس تعلق کند، سؤال بپرسد، اشتباه کند، دوباره تلاش کند، دوست پیدا کند و به تدریج توانایی‌های خود را بشناسد. در چنین شرایطی، همکاری هماهنگ خانواده و مدرسه نه‌تنها به سازگاری بهتر کودک با کلاس اول کمک می‌کند، بلکه زمینه مناسبی برای شکل‌گیری نگرش مثبت و پایدار نسبت به یادگیری فراهم می‌سازد.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 1 =

مطالعه بیشتر